پنجشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۷

صفحه اول >> کتاب ها => دانش ایمنی در اسلام



بسم الله الرحمن الرحيم

انسان اين موجود «چارهجو» هماره براي تصرف در طبيعت و ايجاد «رفاه» در صدد شناخت چارهها و ره چارهها است. و اين كوشش خود را «كار و دانش» مينامد. رفاه در سالمترين مفهوم و معتدلترين معني، يعني«ايمن بودن در زندگي» يعني«آسايش».

اما مشكل بشر اين است كه براي فراهم آوردن اين آسايش، آسايش خويش را در معرض خطر قرار ميدهد و گويا گزيري از اين «فداي معشوق براي معشوق» نيست.

از جانب ديگر به حكم خرد براي اين چارهگري نيز چارهگرياي لازم است كه «دانش ايمني» ناميده ميشود.

اينك سوال بزرگي كه بر بالاي سر«زيست تاريخي بشر» هست اين است: آيا اين حكم خرد در حداقل ممكن پاسخ عملي دريافت كرده است؟ تا ايمني در تكاپوهايي كه براي ايمني انجام مييابد تامين گردد و آسودگي در به دست آوردن آسودگي، نابود نشود؟

در اين ميان بخشي از جامعه كه در ميان آنان بيش از ساير بخشها، آسودگي فداي آسودگي و ايمني فداي ايمني ميگردد «كارگران» هستند. به راستي در اين هستي چه پرهزينه ميدهند «آسايش» را!؟

انهدام هموارة نيروي انساني (يعني انهدام نيروي خلاق) و نالههاي دردآلود كارگران حادثه ديده و كثرت افراد مصدوم، بيمار، معلول و ناتوان، كه بر اثر حوادث و بيماريهاي ناشي از كار سلامت و سعادت خود و خانواده را از دست دادهاند نه فقط حكايت از قصور و تقصير در مسوليت خطير انساني دارد بلكه بيان رساي فرياد و امداد خواهي و مظلوميت انسانهايي است كه هر چند هنوز دچار اين گونه گرفتاريها نشدهاند ليكن هماره بر لبة پرتگاه آن قرار دارند.

وجود اين همه انسان آسيب ديده نه تنها نهيبي بر وجدان بشريت است بلكه تقاضاي بلند و رسايي از التماس و درخواست مظلومانه افرادي است كه هر لحظه در معرض سقوط در اين حوادثاند.

آري نميشود اين فرياد مجسم ميليونها انسان (در سرتا سر كره خاكي) را واگذاشت و از آن وارهيد. زيرا او ابزار نيست او هم چون ما و شما جان دارد و جانش بسي شيرين و محترم است.

اگر حوادث و بيماريهاي ناشي از كار را در كنار هم بررسي كنيم به روشني در مييابيم كه جامعه بشري در برخورد با گروه دوم در دو نكته بهاي لازم را به آن نداده است:

غفلت و بي توجهي: اگر حوادث و بيماريهاي ناشي از كار در يك تلقّي همزمان با پيدايش بشر نبوده دستكم از سدهها و هزاران سال پيش يعني از روزگاراني كه آدمي به «كار» آغازيده، وجود داشته است، اما توصيههاي ايمني به عنوان «دانش ايمني» در اين اواخر در مراكز علمي جهان سازمان مييابد.

علما و دانشمندان در طول تاريخ و سراسر جهان در اين مورد غفلتي بس شكفت و بي توجهي توجيهناپذير ازخود نشان دادهاند.

كم بها دادن به افرادي كه با حوادث و بيماريهاي ناشي از كار روبه روميشوند:با اينكه طليعههايي رخ داده و چاشنيهايي در سير تاريخي علوم در اين مورد به وجود آمده و ميتوانسته راهگشاي خوب و كارساز باشد متاسفانه مسكوت مانده و از تداوم محروم شده است.

بقراط و همچنين ابوعلي سينا از دردهاي شكمي قولنج مانندي در بين كارگران نقاش كه به رنگآميزي عمارات ميپرداختند سخن به ميان آوردهاند كه به احتمال قوي نشانهاي از مسموميت اين كارگران با تركيبات سر بي موجود در رنگهاي نقاشي بوده است. ولي از آن روزگاران تا قرن شانزدهم ميلادي در كتب طبي و علمي اشارات قابل ملاحظهاي به موضوع نشدهاست. از اين تاريخ به بعد است كه امراض و حوادث ناشي از كار جايي را و احياناً فصلي را در متون مربوطه به خود اختصاص داده و اينك تحت عنوان «دانش ايمني» بخش عمده اي از ساير حوادث و بيماريها را نيز به زير چتر خود ميگيرد.

امروز در بدبينانهترين و تبعيض آميزترين بينش نيز انهدام نيروي انساني دستكم به مثابة انهدام تخصصها تلقّي ميشود و به منزله از دست رفتن بخشي از سرمايه جامعه شناخته ميشود، تا چه رسد به بينشهاي والا كه كرامت انساني گوهر محوري آنهاست.

با آن چه كه گذشت شايد تا حدودي به اين انديشه و باور نزديك شده باشيم كه:ايمني و بهداشت كار يك شعور است نه شعار، ايمني يك فرهنگ است نه فقط مقررات، حفاظت در برابر حوادث يك ادراك و مقبوليت فكري است نه دستور، ايمني به درايت وتفكر نياز دارد تا دستور و قانون، حفاظت در برابر حوادث شناخت و باور ميخواهد.

ايجاد رابطه ميان نيروي انساني و مسائل واحدهاي توليدي و خدماتي نيازمند ارتباط ذهني و رفتاري و تفاهم متقابل بين انسان و كارگاه است، اين رابطه، اين تفاهم، اين مؤانست و اين قبول و پذيرش، هنوز به صورت مطلوب جاي نيفتاده و رخ نداده است. فرهنگ صنعتي كمتر جا افتاده و طبعاً و تبعاً فرهنگ ايمني نيز سازمان نيافته است و براي آموزش و انتقال آن به نيروي انساني شاغل در صنعت، اقدام همه جانبهاي كمتر صورت گرفته است.

ايمني يك فرهنگ، شعور و وجدان است كه علاوه بر عرصه خود آگاه بايد عرصه ناخودآگاه را نيز تسخير كند، امنيت يك فرهنگ وقتي فراگيرتر ميشود كه از ذهنيت فرد آغاز شده گفتار و رفتار را نيز پوشش دهد. ايمني يك مفهوم جمعي است كه از فرد به جمع تسرّي مييابد ومجدداً به خود فرد باز پس ميگردد.

امنيت يك مقوله اعتقادي است كه در گفتار، كردار و پيرامون شخص متجلي ميگردد. آزار، ايذاء، بدخواهي و مزاحمت (در اشكال رواني، لفظي و فيزيكي) با مفهوم حفاظت، امنيت، ايمني و ايمان، مغايرت دارد.

طبيعت زيبايي وجود، و زيبايي طبيعت و وجود، در سلامت انسان و محيط مشهود است نه در تضييع و تخريب آنها.

همان طور كه ساختار اساسي هر جامعه بر محور فرهنگ استوار است همانگونه هم رعايت اصول ايمني وبهداشت كار نسبت مستقيم با ارتقاي فرهنگ ايمني و بهداشت كار دارد. لذا هر دست هدايتگر سازندهاي كه در جهان پديدار ميگردد هدفگيري اصلي را در جهت اصلاح، بهبود و ارتقاي فرهنگ جامعه به كار ميگيرد. و هر دست استعمارگر واستثمارگري به وجود ميآيد تير زهرآگين خود را ابتدا به قلب فرهنگ نشانه ميرود.

از آنجا كه جامعه ايران يك جامعه اسلامي است طبعاً مباني فرهنگي اين جامعه متاثر از اسلام و مبتني بر اصول و اعتقادات اسلامي است ـ و به عبارت ديگر: در يك جامعه مذهبي ريشههاي فرهنگي از اعتقادات مذهبي ميرويد و مايه ميگيرد ـ و اسلام به عنوان يك دين كامل و همه جانبه، در اعتقادات نهان و روابط كارآشكار مردم نقش تعيين كننده دارد و در اين زمينه اصول و روابطي را حاكم ميگرداند كه به عنوان فرهنگ مردم و جامعه تلقي و شناخته ميشود.

آيا ميشود از اين فرهنگ، به «ايمني در كار» رسيد؟

آيا چنين بينش، توجه و اهتمام، در فرهنگ اسلام وجود دارد؟

نظر ما اين است كه اسلام فرهنگي بس غني و عميق و همه جانبه دارد، در هرزمان، هر مكان و هر وضعيتي از شرايط زيست انساني كه موقعيت دست دهد گوشهاي از زواياي روشن خود را بروز ميدهد. و آن چه كه امروز مورد نياز مسلمين است شناخت و شناسايي فرهنگ اسلام نسبت به صنعت در ابعاد مختلف آن از جمله «ايمني در محيط كار صنعتي» است تا از گزند حوادث و بيماريهاي ناشي از كار و خطرهاي بيشمار آن مصونيت يابند.

بهترين ايمان آن است كه مردم ازتو در امان (ايمن) باشند و بهترين اسلام آن است كه مردم از دست و زبان تو به سلامت مانند.[1]

اساساً بخشي از معني و مفهوم ايمان اين است كه: براي مردم آن بخواهيم كه براي خود ميطلبيم و از مردم چيزي را دفع و طرد كنيم كه براي جسم و جان خود بد ميدانيم.[2]

سالهاي متمادي چه دوران تحقيقات در داخل و خارج كشور و چه دوران كاري درجهت تقويت و ارتقاي فرهنگ ايمني، «ايمني از ديدگاه اسلام» يكي از دلمشغوليهاي من بوده است تا اينكه كتاب «چگونگي ارتقاي فرهنگ ايمني و بهداشت كار» را تدوين كردم.

ولي در اين زمان يكي از آروزهاي ديرينه من در ارتباط با نيازهاي جامعه، توسط اين كتاب كه اينك در پيش رو داريد عملي گرديد، برادر دانشمند، متفكر اسلام شناس جناب آقاي رضوي براي اولين بار دركشور و شايد درجهان، به اين ضرورت اقدام كردند. ان شاء الله اجر معنوي اين زحمات را از خداوند منان دريافت دارند.

در خاتمه از حمايتهاي بيشائبه وزير محترم كار وامور اجتماعي ومعاون محترم تنظيم روابط كار و معاون محترم اداري و مالي تشكر و قدرداني ميشود.

مهندس صالح قاسمي

رييس مركز تحقيقات و تعليمات حفاظت و بهداشت كار

12/2/1379



[1]. نهج الفصاحه، حديث 307.

[2]. همان، حديث392.