پنجشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۷

صفحه اول >> کتاب ها => تبيين جهان و انسان => جهان شناسی ( 2 )



جايگاه بهشت

تفكيك ميان آيات

اكنون داستان محشر را تا همان جايي كه شرح داده شد به ياد داشته باشيم. پس از يك نگاه كلي به آيات مربوط به معاد، در مورد «جايگاه بهشت» بحث نموده و سپس بقيّه ماجراي محشر را خواهيم شنيد.

آيه‌هاي بسياري در قرآن در مورد معاد، وجود دارد. به طوري كه گفته‌اند بالغ بر يك سوم قرآن مي‌گردد. تفكيك ميان آيه‌ها ـ كه كدام يك به پايان عمر منظومه مربوط است و كدام يك از مرگ كرة زمين سخن مي‌گويد و يا كدام آيه ماجراي نبأ عظيم را شرح مي‌دهد. و كدام لفظ از الفاظ «ارض» به معناي كرة زمين و كدام يك از آنها به معناي «مجموع محتواي آسمان اول» به كار رفته؟ ـ سخت دشوار است.

و كار و فعاليت مداوم تحقيقاتي چندين ساله را ايجاب مي‌كند، اين دشواري نه بدين جهت است كه كلام خدا (نعوذ بالله) اعوجاج دارد و نه بدين جهت كه بيانات اهل‌بيت ـ عليهم السّلام ـ روشن و بليغ و فصيح نيست. بلكه علت اصلي اين گرفتاري بزرگ جريان‌هاي عقايد غير اسلامي است كه در طول سده‌هاي اول اسلام بر فرهنگ عمومي اسلام رودخانه وار وارد شدند.

اين دشواري تفكيك ميان آيات موجب آن گرديده كه باورهاي عجيب و غريبي براي بعضي از محققين اسلامي حاصل شود. به عنوان مثال معتقد مي‌شوند كه حيوانات نيز محشور خواهند شد. زيرا آيه «واذا الوحوش حشرت» را مي‌خوانند و چون براي آنها تفكيك دشوار است، به چنين باوري مي‌رسند.

1

270

اگر توفيق باشد در مبحث «انسان شناسي» خواهيم گفت كه تنها انسان به دليل تعالي روح و جسمش به والاترين درجه كمال مي‌رسد و به همين جهت لايق حشر مي‌گردد. و حيوان فاقد آن روح است. زيرا آن روح روحي است كه علاوه بر «روح نباتي» و «روح حيواني» به انسان داده شده و او داراي سه روح است: دشواري تفكيك مسائل زيادي پيش مي‌آورد و اين مسأله يكي از آنها است.[1] و اگر آن جريان‌هاي غير اسلامي نبود، مشاهده مي‌نموديد كه بيان اسلام چقدر روشن و واضح است.

جايگاه بهشت:

بهشت در كجاست؟ اديان ديگر مانند مسيحيت و يهوديت، با توجه به اينكه از اول از «تبيين معاد» طفره رفته‌اند، به اين سئوال پاسخي ندارند. و پيروان اين اديان موظف به بايگاني كردن هر گونه سئوال در مورد معاد هستند. و تنها به «پذيرش تعبّدي» بسنده مي‌كنند. اما اسلام بر اساس «ونزّلنا عليك الكتاب تبياناً لكل شيء»[2] اين سئوال را نيز تبيين و پاسخ داده است.

در سورة تكوير پس از بيان مراحل: مرگ خورشيد، مرگ كرة زمين، نبأ عظيم و زنده شدن براي محشر، نوبت به گشايش درب‌هاي بهشت مي‌رسد مي‌فرمايد: وَ إِذَا السَّماءُ كُشِطَتْ: و آنگاه كه آسمان گشوده شود: مانند گشوده شدن هر چيز سر بسته.

 وَ إِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ: و آنگاه كه دوزخ برافروخته شود.

 وَ إِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ: و آنگاه كه بهشت به نزديك محشر كشيده شود.[3]

راهي به آسمان باز و به وسيله آن ميان بهشت و محشر رابطه‌اي برقرار مي‌گردد. بهشت در آسمان اول است. كدام آسمان؟ بهشت آدمياني كه امروز در كرة‌زمين و نيز موجوداتي كه احتمالاً در ساير كرات زندگي مي‌كنند، در آسمان اول است. كه در اين قيامت با پيدايش آسمان جديد در روي آسمان جديد محشور شده و به آسمان بالاتر كه امروز آسمان اول ناميده مي‌شود خواهند رفت.

قدمي پيش گذارده و مسأله را به صورت بزرگ‌تر مطرح مي‌كنيم: در انفجارهاي عظيم قيامت‌هاي قبلي، يعني در هر كدام از شش روز «ستة ايّام» نيز موجودات عاقل و مكلفي بوده و به بهشت خودشان رفته‌اند.[4]



[1]. بهتر است به عنوان نمونه همين مسئله را بر اساس تفكيك آيات سورة تكوير ملاحظه كنيم مي‌فرمايد:

بسم الله الرحمن الرحيم ـ اذا الشمس كوّرت: آنگاه كه خورشيد منقبض گردد.

و اذا النجوم انكدرت: و نجم‌ها منكدر شوند ـ كره‌هائي كه از خورشيد نور گرفته و به چشم ما نوراني مي‌آيند، بي‌نور شوند.

تا اينجا موضوع بحث آيه‌ها مرگ منظومه و كره زمين است.

و اذا العشار عطّلت: و آنگاه كه پرها خالي شوند.

و اذا الوحوش حشرت: و آنگاه كه عريان‌ها پديدار گردند. ـ معناي اصلي وحشي، «لخت» و «عريان» است چون حيوانات لباس نمي‌پوشند به همين خاطر به آنها وحشي گفته مي‌شود.

و اذا البحار سجرت: و آنگاه كه درياها مشتعل شوند.

اين سه آيه هم ناظر به نبأ عظيم و انفجار عظيم مجموعه كهكشانها هستند. و مراد از «خالي شدن پرها» آزاد شدن انرژي‌ها در اثر انفجار همگاني است. و آيه‌هاي سوم و چهارم سورة انشقاق، اين آيه را براي ما تفسير مي‌كنند. مي‌فرمايد: و اذا الارض مدّت ـ و القت ما فيها و تخلت. و مراد از «پديدار شدن عريان‌ها» اين است كه در انفجار بزرگ فقط سه چيز مي‌ماند: گاز، مذاب و انرژي، ديگر از اين همه موجودات كه در اشكال و لباس‌هاي مختلف هستند، خبري نخواهد بود، درخت از لباس درخت بودن، كوه از قيافه كوه بودن، سنگ از شكل سنگ بودن، كره از شكل كره بودن، منظومه از چهره منظومه بودن، و ... و ... خارج خواهند شد. آن روز همگي بدون اين قيافه‌ها و بدون اين شكل‌ها در آن عالمي كه دريائي از مذاب است خواهند بود.

و چهار آيه بعدي مربوط به احوالات محشر است:

و اذا النفوس زوجت: و آنگاه كه روحها با جسم، (مجدداً) آميزه شوند.

و اذا الموءدة سئلت: و آنگاه كه از زنده به گور شده‌ها سئوال شود.

بايّ ذنب قتلت: به كدام گناهي كشته شده است.

و اذا الصحف نشرت: و آنگاه كه نامه‌ها (ي اعمال) باز گردد.

و سه آيه بعدي نيز به تعيين جايگاه بهشت مربوط است كه در بخش «جايگاه بهشت» بحث خواهد شد. و بقيه آيات اين سوره به نصايح و ارشاد و هدايت مردم مي‌پردازد.

تفسير آيه «اذا الوحوش حشرت» بر اينكه وحشي‌ها محشور خواهند شد، نمي‌‌تواند درست باشد. زيرا هنوز يك آيه پس از آن در خصوصيات نبأ عظيم بحث مي‌كند. و حديث قابل قبول (يعني حديثي كه سند آن در حد «موثق» باشد) نيز براي اين تفسير وجود ندارد.

[2]. آيه 89 سوره نحل.

[3]. در صفحات پيش به اين آيه‌ها اشاره گرديد.

[4]. در مبحث (تكرار قيامت‌ها) و «ستة‌ ايام» اين موضوع شرح داده شده، و از بيان امام باقر (ع) شنيديم كه فرمود: خداوند قبلاً هم موجودات عاقل آفريده و قيامت‌شان را برپا داشته و بهشتيان‌شان را به بهشت و دوزخيان‌شان را به دوزخ فرستاده، پس از شما مردم، نيز باز مخلوق عاقل خواهد آفريد.

اين حديث را از سه طريق و از سه سلسله سند، بحث كرديم. و ديگر از تكرار آنها خودداري مي‌شود. آنچه بايد در اينجا توضيح داده شود، اين است كه از هفت آسمان كه امروز وجود دارند روي شش تا از آنها بهشت است و روي آسمان هفتم بهشت نيست. زيرا آسمان هفتم انتهاي جهان خلقت است. شايد يك نگاه ديگر به تصوير ترسيمي نمادي در اينجا هم لازم باشد. احاديث معراج به ما شرح مي‌دهند كه رسول اكرم (ص) به بهشت وارد شده و بهشتيان را مشاهده كرده است كه مشغول برخورداري هستند. و نيز به ما مي‌گويند كه حضرتش در معراج افرادي را كه معذب بودند مشاهده كرده است. اين احاديث جزئيات زيادي از بهشت و دوزخ را شرح مي‌دهند.

از طرفي هم مي‌دانيم كه هنوز قيامتي كه در پيش روي جهان است برپا نشده و هنوز كسي به بهشت و دوزخ نرفته است. و هنوز صور اول و صور دوّم دميده نشده. پس اين بهشتيان و دوزخيان كه احوالاتشان در احاديث معراج آمده كيستند؟ و احاديث معراج مي‌گويند كه پيامبر (ص) مشاهدات مزبور از بهشت را، در آسمانها كرده است.

بعضي‌ها براي اينكه نتوانستند معاني اين احاديث را بفهمند، اقدام به تاويل همة احاديث معراج، بلكه دست به تاويل اصل معراج زده‌اند، كه ما كاري به آنها نداريم و آنان را به خداي‌شان مي‌سپاريم زيرا كه اينان «چون در حل مسئله وامانده‌‌اند صورت مسئله را پاك كرده‌اند».

و همچنين: وجود احاديث معراج از طرفي، و وجود احاديث «عمل» كه مي‌گويند بهشت به تدريج در اثر عمل‌ها ساخته مي‌شود، باعث شده است كه جنجال بزرگي در محافل كلامي و علمي مسلمانان برپا شود. عده‌اي با تكيه بر احاديث معراج مي‌گفتند كه بهشت خلق شده و كاملاً آماده است. و عده‌اي نيز با تكيه بر احاديث عمل، خصوصاً احاديث «تجسم عمل»، مي‌گفتند كه بهشت به تدريج و با صدور اعمال انسان‌ها ساخته مي‌شود. حتي بعضي پيدا شدند گفتند كه خداوند بهشت را در روز محشر بطور «خلق الساعة» خواهد آفريد.

امّا حقيقت اين است كه بهشت‌هاي قيامت‌هاي قبلي ساخته شده و افرادشان هم، هم اكنون در آنها هستند. ليكن بهشت مردمان امروزي كرة زمين (و شايد ساير كرات) عرصه‌اش موجود است. و اعيان آن با صدور اعمال انسانها، به تدريج ساخته مي‌شود.

مشاهده مي‌فرمائيد كه اگر به همراه آيات و احاديث گام برداريم به چه سهولت، مسائل مشكل حل مي‌گردد؟! و چه زيبا هر گروه از احاديث جاي خود را مي‌يابد؟!