پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶

صفحه اول >> کتاب ها => تجسم عمل => عرض اعمال



عرض اعمال

در نزد شيعه امامية اثنا عشريه ـ رضي اللّه عنهم ـ ، ثابت و واضح است كه: اعمال افراد امت، به حضرت رسول خدا و ائمه هدي، دوازده جانشين پاك و معصوم آن حضرت ـ عليه و عليهم السلام ـ ، هم اعمال خوب و هم اعمال بد، هر روز و يا در هر بامداد و يا هر روز و شب و يا دوشنبه و پنجشنبه و يا در روزهاي جمعه، در زندگي دنيوي، پيش از مرگ عامل و پيش از رسيدن قيامت، عرض، يعني نشان داده مي‌شود؛ و آنان ـ عليهم السّلام ـ از ديدن نيكي‌هاي امت شاد، و از رؤيت اعمال بدشان اندوهگين مي‌شوند؛ و عجيب است كه اعمال هر كسي را جداگانه تشخيص داده و صاحبان اعمال ر ا با نام‌شان مي‌شناسند، و براي بدكاران امت از درگاه خداوند متعال آمرزش مي‌طلبند.

و بنا به روايتي، اعمال در هر جمعه، به پدران و مادران عاملان هم، نشان داده مي‌شود، و آنان از ديدن اعمال نيك فرزندان خود، شادمان و از مشاهده اعمال بد آنان هم اندوهگين مي‌شوند (مقصود پدران و مادراني است كه مرده و از اين زندگي رفته‌اند).

جاي تعجب است: كساني كه روايات اين بحث را از ائمه هدي ـ عليهم السّلام ـ براي ما و ساير آيندگان حفظ كرده و يادگار گذاشته‌اند، چگونه به انعدام اعمال انسان و عدم بقاي آن‌ها و عرَض بودن آن‌ها رأي داده‌اند! با اين كه در صورت انعدام عمل به محض صدور، ديگر نشان دادن آن، غير ممكن است.

درباره هر كدام از قسمت‌هاي مختلف اين بحث، روايات زيادي وارد شده است و نقل همه آن‌ها لزومي ندارد، هر كس طالب باشد به كتب اخبار رجوع كند. [1]اكتفا مي‌كنيم به آن چه امين الاسلام طبرسي ـ رحمه اللّه ـ فرموده: اصحاب ما روايت كرده‌اند كه اعمال امت، در هر دوشنبه و پنج شنبه به عرض رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ مي‌رسد، و آن حضرت آن‌ها را مي‌شناسد؛ و هم چنين به ائمه هدي ـ عليهم السّلام ـ هم نشان داده مي‌شود و آنان آنها را مي‌شناسند، و در فرموده خداوند متعال: «وَالمُؤمِنوُنَ»[2]، آنان مقصود هستند.[3]

و به طريق عامه از حضرت رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ روايت شده كه فرموده: اَكثِروا الصَّلوةَ عَلَيَّ يومَ الجُمُعَةِ فَأِنَّها مَعروضَةٌ عَلَيَّ؛[4] و از ابن مسعود كه گفته: اِذا صَلَّيتُمُ عَلَي النَّبيِّ فَأَحسِنوا الصَّلوةَ عَلَيهِ فَاِنَّكُم لاتدرونَ لَعَلَّ ذلِكَ يُعرَضُ عَلَيهِ.[5]

و در قرآن كريم، دو آيه فقط درباره عرض اعمال يافته‌ايم: نخست كريمة 105 توبه است، در روايات زيادي از ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ وارد شده كه آيه ياد شده در اين باره است كه: اعمال انسان در همين زندگي به خلفاي خداوندي، نشان داده مي‌شود و مراد از «المؤمنون» در آن، علي امير المؤمنين و يازده جانشين او ـ عليهم السّلام ـ هستند.

ما آية نام برده را با چند آية سابقش نقل مي‌كنيم و بحول اللّه تعالي، از متن خود آيات، استنباط مي‌كنيم كه مراد از آن‌ها، عرض اعمال مصطلح است:

وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَي النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلي عَذابٍ عَظِيمٍ ـ وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَي اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ... ـ خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ـ وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَي اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلي عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ.[6]

آيه نخست، (تا كلمة عظيم) درباره منافقين است، و مابقي آيات نقل شده، راجع به مؤمنين گناهكار است، كساني كه اميد آمرزش براي آنان هست؛ و مؤمنون در آيه اخير، كساني هستند كه ايمان دارند و گناه هيچ ندارند و سزاوارند كه بعد از ذكر خدا و رسول، ذكر شوند و مانند رسول خدا در تحت فرمان خدا، ناظر اعمال مردم مي‌باشند؛ با نظر در اين اوصاف و قيود و با نظر در اخبار مشهور در ميان عامّه و خاصه، به اين مضمون كه: قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : لايَزالُ اَمرُ اُمَّتي قائِماً حتّي يَمضِيَ اِثنا عَشَرَ خَليفةً كُلُّهُم مِن قُرَيشٍ،[7] چنين به دست مي‌آيد كه مراد از اين مؤمنان، ائمه اهل‌بيت ـ عليهم السّلام ـ مي‌باشند؛ يعني خدا و رسول او و دوازده جانشين آن حضرت، ـ عليه و عليهم السلام ـ مي‌باشند، ناظران بر اعمال مردم مي‌باشند.

و ظاهر «فسيري اللّه عملكم و رسوله و المؤمنون» اين است كه آنان، عمل انجام يافته و تحقق پذيرفته مخاطبين را مي‌بينند، نه عمل تذوت نيافته و در حين وقوع را؛ و از «سَتُرَدُونَ اِلي عالِمِ الغَيبِ وَ الشَّهادَةِ» چنين به دست مي‌آيد كه جمله سابق بر آن، راجع به زندگي دنيوي و پيش از رسيدن قيامت است؛ يعني: خداوند و رسول او و جانشينان آن حضرت، در همين زندگي، اعمال مردم را مي‌بينند؛ و اگر چه اين آيات، درباره بعضي از مردمان زمان حضرت پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ و به مناسب بعضي از اعمال آنان نازل شده، ولي بدون شك، معاني آن‌ها عام و شامل است.

آيه ديگر: يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ قُلْ لا تَعْتَذِرُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللَّهُ مِنْ أَخْبارِكُمْ وَ سَيَرَي اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلي عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ؛[8] اين كريمه، منحصرا درباره عمل منافقين مي‌باشد و دلالت به عرض اعمال آنان مي‌كند، و تمام مصاديق ناظران را نشمرده و اكتفا به خدا و رسول كرده، و شايد جهت ذكر نشدن ائمه ـ عليهم السّلام ـ در اين آيه، اختصاص معني به بعضي از منافقان عصر رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ باشد.

يكي از بهترين شاهدها براي عرض اعمال، و اين كه رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ و جانشينان دوازده‌گانه آن حضرت ـ عليه و عليهم السلام ـ ، اعمال مردم را مي‌بينند، شاهد بودن حضرات به اعمال آنان است، زيرا مي‌دانيم كه شهادت بر شيئ بدون رؤيت آن، نادرست است.

خداوند متعال فرموده: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَ افْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ـ وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ وَ فِي هذا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيْكُمْ وَ تَكُونُوا شُهَداءَ عَلَي النَّاسِ.[9]

دو كريمة فوق درباره عده‌اي از مسلمانان است كه از اتباع رسول خدا محمد مصطفي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ مي‌باشند؛ و همه آنان از اولاد حضرت ابراهيم ـ عليه السّلام ـ هستند؛ و چون از جانب خداوند متعال، مجتبي مي‌باشند، فلذا كوچك‌ترين گناهي نداشته و معصوم هستند (زيرا كه در قرآن كريم، غالبا فعل اجتباء به كسي جز پيغمبران ـ عليهم السّلام ـ تعليق نشده است)[10] و بديهي است كه خداوند متعال، كسي را كه به او نا فرماني كند اجتباء و انتخاب نمي‌كند؛ و هيچ عده‌اي را در سراسر جهان، جامع اين اوصاف و واجد اين مشخصات، نمي‌توان يافت جز علي بن ابي طالب و يازده فرزند او ـ عليهم السّلام ـ .

نتيجه اين است كه رسول خدا و دوازده جانشين او ـ عليهم السّلام ـ شاهد بر اعمال خواهند بود؛ و حتماً بايستي كه پيش از شهادت در آخرت، در زندگي دنيوي، اعمال مورد شهادت را ديده باشند؛ و اخباري هم درباره اين كه آيه اخير و يا هر دو كريمه، راجع به ائمه هدي است، از آنان ـ عليه السّلام ـ ، نقل شده است.[11]

از بعضي از روايات اين مساله، استفاده مي‌شود كه: عرض اعمال و نشان داده شدن آن‌ها به حضرات معصومين ـ عليهم السّلام ـ با عرض عاملين آن‌ها وقوع مي‌يابد (و اين مساله در اين حيث، مانند بالا رفتن اعمال مي‌شود كه با بالا رفتن عاملين آن‌ها، چنان كه در فصل پيش بيان شد، تحقق مي‌پذيرد) از رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ روايت شده: اِنّكُم تُعرَضونَ عَلَيَّ بِأسمائِكُم وَ مُسَمّاكُم فَاَحسِنوا الصَّلوةَ عَلَيَّ؛[12] و ايضاً: جَبريلُ خَرَجَ مِن عِندي السّاعَةَ فَبَشَّرَني اَنَّ لِكُلِّ عَبدٍ صَلّي عَلَيَّ صَلاةً يُكتَبُ لَهُ بِها عَشرُ حَسَناتٍ وَ يُمحي عَنهُ عَشَرُ سَيِّئاتٍ وَ يُرفَعُ لَهُ بِها عَشرُ دَرَجاتٍ وَ يُعرَضُ عَلَيَّ كَما قالَها.[13]

در اخبار و آثار درباره وسيله‌اي كه معصومين ـ عليهم السّلام ـ با آن به اعمال بندگان خدا نظر مي‌كنند، چنين نقل شده است كه: خداوند متعال، براي آنان ـ عليهم السّلام ـ عمودي از نور، يعني ستوني روشن! مي‌افراشد و آنان در آن ستون، مشرق و مغرب زمين و همه مردم و جميع اعمال آنان و حتي گذشته و آينده را مشاهده مي‌نمايند؛[14] در بحارالانوار، بابي در نقل اخباري كه ستون نام برده را شرح مي‌كنند، وضع شده است.[15]

علي بن الحسين مسعودي درباره رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ در ضمن روايتي چنين آورده: فَلَمّا ظَهَرَ بِاَمرِ اللهِ رُفَعِ لَهُ في كُلِّ بَلدَةٍ عَمودٌ مِن نورٍ يَنظُرُ بِه اِلي اعَمالِ العِبادِ.[16]

چنين به نظر مي‌رسد كه: اين «تلويزيون» كه در عصر ما يكي از وسائل متعارف و همه‌گاني شده است، مي‌تواند مثال كوچكي بر آن «ستون نوراني» باشد!.

و مثل ذيل، بهترين بيان براي روشن ساختن عرض اعمال و عاملان، حتي آرزوهاي نهان و انديشه‌هاي پنهان، بر حضرات انبياي عظام و اوصياي كرام ـ صلوات اللّه عليهم اجمعين ـ مي‌باشد:

اقيانوس بي‌كران و پهناوري است كه بر سراسر سلسله‌هاي جبال، و رشته‌هاي كوه ساران و پشته و تپه‌ها، محيط بوده و آن‌ها را از هر سوي، در ميان گرفته است؛ آب‌هاي اين اقيانوس، در عين اين كه مانند همه آب‌هاي روي زمين، صفت آئينه را دارد، و تصوير سحابي‌ها و كهكشان‌ها و خورشيدها و ماه و ستارگان، همه در آن نمايان است و تصوير هر چيزي را در هر حال و در هر كار بر مي‌دارد، اين امتياز را هم دارد كه: اين اقيانوس، عقل هم دارد، و حفظ هم دارد، هر تصويري را كه بر مي‌دارد، اولاً آن را مي‌فهمد، زيبايي و يا زشتي آن را خوب تميز مي‌دهد، و بعداً هم آن را نگاه مي‌دارد، صور گوناگون يكايك كوه‌ها، و تپه‌ها، هر كدام كه بلند است بلند، و هر كدام كه پست است پست، با جميع آن چه كه در آن‌هاست، در اين اقيانوس، نمايان، و نيك و بد آن‌ها معقول و هر چه باشد محفوظ است.

از گل‌ها و خارها، و از بلبل‌ها و زاغ‌ها و زغن‌ها، و از چمن زارهاي سرسبز و خرم و بيابان‌هاي خالي از گياه و مستور از شوره، و از رمه‌هاي گوسفندان و بره‌هاي پاك و زيبا، و دسته‌هاي خوكان پليد و كثافت اندود، و از درختان باردار و خارهاي مغيلان، از همه و همه، در تمام ساعات روز و دقائق شب، با ديدگان تيز بين اين اقيانوس، در همه جا تصويرگيري به عمل مي‌آيد، و كليه اين تصويرات، در ميان آب‌هاي آن، پس از آن كه نيك و بد آن‌ها از هم جدا گرديدند، محفوظ نگاه داشته مي‌شود.

نه فقط از ظواهر اين سلاسل جبال، و تپه‌هاي كوچك و بزرگ و موجودات هويداي آن‌ها، پيكره‌گيري به عمل مي‌آيد، بلكه چشمه‌هاي آب روان هم، كه از هر كدام از آن‌ها سر در مي‌آورد، جريان يافته و داخل اقيانوس شده و در ميان آن غلطان، خواه نا خواه خود را به اندرون آن اقيانوس مي‌رساند و در ميان آن محفوظ مي‌ماند.

دوربين‌هاي اين آب‌ها به قدري قوي و نيرومند است كه به بطون اوديه و داخله كوه‌ها و اندرون تپه‌ها نيز راه يافته و از آن جاها هم از هر پنهان، تمثال بر مي‌دارد، و هر كدام از آن‌ها كه اندرون خالي و يا انباشته با خاكستر است، و هر كدام كه از سنگ سخت، دل دارد و يا در ميان خود، كان زر و معدن سيم دارد، و هر كدام كه حامله بزرنيخ و گوگرد است و يا از نمك ساختمان يافته، به طور كلي و بدون استثنا، در ميان اين آب‌ها، در نظر واقع بينان جهان، روشن و آشكار است.[17]

در آخرت راهنمايي با عمل خواهد بود

وسائل راهنمايي در اين زندگي، عمومي و همگاني است: انبياي عظام و ائمه كرام، همه را يك سان به سوي حق مي‌خوانند؛ كتاب‌هاي الهي: تورات و انجيل و قرآن و غير آن‌ها، براي همه افراد بشر نازل شده‌اند؛ جهان پهناور، اين كتاب تكوين، به روي همه و براي همه باز است؛ علائمي كه در حواشي راه‌ها نصب شده، همه را از وضع راه مطلع مي‌كند؛ راهنمايي كه در چهار راه ايستاده است راه را براي همه روندگان و رانندگان يكسان نشان مي‌دهند؛ خورشيد و ماه و ستارگان، روشنايي زياد و يا كم خود را به هر جايي مي‌افكنند؛ آسمان بر افراشته و زمين گسترش يافته، خانه زندگاني عمومي است.

ولي وسايل راهنمايي در زندگي اخروي، اين شمول و ارسال را ندارد و كاملاً اختصاصي است؛ به جهت اين كه در آن جا هر كسي با عمل اختصاصي خود، راهنمايي خواهد شد: نيكوكاران با كارهاي نيك‌شان به سوي فردوس برين هدايت مي‌شوند و بدكاران هم با اعمال بدشان به جانب دوزخ رانده مي‌شوند؛ خداوند متعال فرموده: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ؛[18] با شهادت ذيل آيه واضح است كه مراد از اين هدايت، راهنمايي اخروي است.

ايمان، بنا به معناي متعارفي آن كه اعتقاد به حقانيت دين الهي است، عمل قلب است؛ و بنا به حقيقت مطلب كه: ايمان، مبثوث و پراكنده بر جوارح است؛[19] يعني هر عضوي، ايماني مخصوص به خود دارد؛ باز عبارت از عمل است: اعمال نيكي است كه از جوارح صدور مي‌يابد؛ در خبر است كه امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: مَن اَقَرَّ بِدينِ اللهِ فَهُوَ مُسلمٌ وَ مَن عَمِلَ بِما اَمَرَ اللهُ بِهِ فَهُوَ مُؤمنٌ؛[20] و از عالم ـ عليه السّلام ـ روايت شده: اَلايمانُ عَمَلٌ كُلُّهُ؛[21] نتيجه اين است كه: وسيلة راهنمايي به سوي سعادت جاوداني، همانا عمل نيك است.

در قرآن كريم فرموده: كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْماً كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ؛[22] با سؤال از روي انكار، چنين مي‌فهماند كه: راهنمايي شدن مردمان بي ايمان، در آخرت اصلاً غير ممكن است؛ و عكس اين قضيه، اين كه: امكان ندارد كه عمل صالح از هدايت منفك باشد، و نيكو كار هدايت نشود؛ از اين كريمه به خوبي فهميده مي‌شود: لَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا ما يُوعَظُونَ بِهِ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ أَشَدَّ تَثْبِيتاً ـ وَ لَهَدَيْناهُمْ صِراطاً مُسْتَقِيماً؛[23] همان طور كه بود عمل صالح، موجب هدايت است، نبود آن هم زمينه گم شدن و ضلالت است؛ چنان كه فرموده: وَ مَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإِيمانِ فَقَدْ ضَلَّ.[24]

ايضاً در قرآن كريم هست: يَوْمَ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالَْتمِسُوا نُوراً؛[25] مي‌دانيم كه نور بهترين وسيله هدايت است، پس چنين استفاده مي‌كنيم: كساني كه ايمان دارند، نور خواهند داشت و چون منافقان ايمان ندارند فلذا فاقد نور خواهند بود؛ و از اين جا حدس مي‌زنيم كه اين نور، همان ايمان است كه تغيير شكل مي‌دهد و نور مي‌شود؛ ذيل كريمه پرده را از روي واقع بر مي‌دارد و مي‌فهماند كه اين نور را در زندگي دنيوي با انجام دادن اعمال صالح مي‌بايست تحصيل نمود؛ نتيجه اين است كه: عمل صالح دنيوي، نور اخروي مي‌شود و امر هدايت در آخرت، اختصاصي است.

در روز بعث، هر كسي سر از قبر خويش به در آورده، حيران و سر گردان به وضع تازه خود و جهان نوين نگران مي‌شود، هر كسي خود به خود به سويي روان مي‌گردد؛ همان طور كه بعضي از نباتات رو به بالا مي‌رويد و بعضي در روي زمين دست و پاهاي خود را دراز مي‌كند و برخي ديگر هم خويشتن را به درخت يا ديوار يا سنگ مي‌پيچاند، نيكوكاران هم با هدايت عجيبي، راه بهشت را پيش مي‌گيرند و بدكاران هم به جز راه دوزخ، راه ديگري را نمي‌توانند بيابند و بپيمايند، و به جانب شكنجه‌هايي كه خود تهيه ديده‌اند، شتابان مي‌روند. چنان كه خداوند متعال فرموده: يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ سِراعاً كَأَنَّهُمْ إِلي نُصُبٍ يُوفِضُونَ.[26]

ظاهراً نيكوكاران به جانب راست حركت مي‌كنند و بدكاران هم به طرف چپ و يا عقب به سوي پشت سر، سوق داده مي‌شوند، زيرا كه در قرآن كريم، بهشتيان را اصحاب يَمين[27] و دوزخيان را اصحاب شمال[28] ناميده است؛ و نيز نامه‌هاي اعمال نيكوكاران به دست راست‌شان[29] داده مي‌شود، و نامه‌هاي بدكاران به دست چپ[30] و يا از پشت سر.[31]

در روز رستخيز همه را مي‌خوانند ولي هر كسي را به سويي؛ و گوئيا دوزخيان، دعوت به جانب بهشت را دريافت نمي‌كنند و يا از پيروي به آن، ناتوانند؛ و هم چنين بهشتيان، نسبت به دعوت به سوي دوزخ، چنان كه فرموده: يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ؛[32] و ايضاً: يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلي شَيْ‌ءٍ نُكُرٍ ـ خُشَّعاً أَبْصارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ ـ مُهْطِعِينَ إِلَي الدَّاعِ؛[33] بلي هر كسي به دنبال خواننده خود پيش مي‌رود، يا به بهشت مي‌رسد و يا به دوزخ مي‌افتد؛ در آن روز هر كسي از خويشتن و از اندرون ذات خود، راننده و كَشنده‌اي دارد، مي‌برد او را به جايي كه بايد ببرد؛ چنان كه فرموده: وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ.[34]

در حديث هست كه رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرموده: مَن ذُكِرتُ عِندَهُ فَنَسِيَ اَن يُصَلِّيَ عَلَيَّ اَخطَأهُ اللهُ بِهِ طريقَ الجنّةِ؛[35] و ايضاً: مَن نَسِيَ الصّلوةَ عَلَيَّ اَخطَأَ طريقَ الجَنَّةِ؛[36] و ايضاً: مَن سَلَكَ طَريقاً يَطلُبُ فيه عِلماً سَلَكَ اللهُ بِهِ طَريقاً اِلَي الجَنَّةِ؛[37] و از امام صادق ـ عليه السّلام ـ : يَأتي يَومَ القِيمَةِ شَيئٌ مِثلُ الكُبَّةِ فَيَدفَعُ في ظَهرِ المُؤمنِ فَتُدخِلُهُ الجَنَّةَ فَيُقالُ هذاَ البِرُّ.[38]



[1]. رجوع شود به وافي، ج1 ـ كتاب الحجة، ص128. كه شامل همه احاديث عرض اعمال (كه در كافي و من لايحضره الفقيه روايت شده است) مي‌باشد ـ و تفسير صافي، ص214 ـ و تفسير برهان، ج2، ص157 تا 160.

[2]. توبه (9) / آيه 105. ما تمام اين آيه را در همين بحث، نقل و در پيرامون آن سخن مي‌رانيم.

[3]. مجمع البيان، ج5، ص69.

[4]. الدر المنثور، ج5، ص219، س21. در روز جمعه، بيشتر صلوات به من بفرستيد، براي اين كه به من، نشان داده مي‌شود.

[5]. الدر المنثور، ج5، ص219، س27. آن گاه كه بر پيغمبر صلوات مي‌گوئيد پس نيكو صلوات بگوئيد، به جهت اين كه شما نمي‌دانيد شايد همين صلوات، بر آن حضرت نشان داده مي‌شود.

[6]. توبه (9) / آيه 101 و 102 و 105. و از آنان كه در اطراف شمايند (از عرب‌ها) منافقيني هستند؛ و نيز از اهل مدينه، كه بر نفاق و دورويي ورزيده شده‌اند؛ تو آنان را نمي‌شناسي، ما مي‌شناسيم‌شان؛ حتماً دو بار معذب‌شان خواهيم كرد، بعداً به عذاب دردناكي برگردانيده مي‌شوند؛ و ديگراني هم هستند كه به گناهان خود اعتراف كرده‌اند، عمل صالح و عمل ديگر بد را به هم برآميخته‌اند، اميد داشته باشند كه خداوند به سوي آنان برگردد... و بگو: عمل كنيد پس زود باشد كه خدا و رسول او و مؤمنان، عمل شما را مي‌بينند، و بعداً به سوي داناي نهان و آشكار بر گردانيده مي‌شويد.

[7]. صواعق محرقه، ابن حجر، ص11، س33 تا ص12، س5. امر امت من «دين اسلام» پيوسته پا بر جا مي‌ماند تا دوازده جانشين بيايد و برود كه همه از قريش باشند. ابن حجر گفته است: پيشوايان علم حديث بر صحت اين حديث كه: قال رسول اللّه صلي اللّه عليه و آله يكون خلفي اثنا عشر خليفة «پيغمبر فرمود: بعد از من، دوازده جانشين خواهد آمد» اجماع دارند.

[8]. توبه (9) / آيه 93 و 94. عذر مي‌آورند به شما آن گاه كه به سوي آنان برگشتيد، بگو عذر نياوريد هرگز به شما باور نخواهيم كرد؛ واقع اين است كه خداوند از اخبار شما به ما خبر داده است و زود باشد كه خدا و رسولش عمل شما را ببينند و بعدا به سوي داناي پنهان و آشكار بر گردانيده مي‌شويد.

[9]. حج (22) / آيه 77 و 78. اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، ركوع كنيد و سجده كنيد و به پروردگار خود عبادت كنيد و كار نيك انجام دهيد شايد رستگار شويد، و درباره خدا حق جهاد را به جا آوريد، او شما را انتخاب كرد، و در دين بر شما هيچ سختي قرار نداد شريعت پدرتان ابراهيم، او (خدا) شما را سابقا و در اين قرآن، مسلمان ناميد؛ تا اين كه رسول خدا شاهد بر شما باشد، و شما هم شاهد بر مردمان باشيد.

[10]. از «المعجم المفهرس» استفاده شد.

[11]. رجوع شود به تفسير صافي ص333.

[12]. الدر المنثور، ج5، ص218، س10 و 11. حقيقت اين است كه شما با اسم‌ها و مسماهايتان بر من نشان داده مي‌شويد: پس صلوات را بر من نيكو بفرستيد.

[13]. الدر المنثور، ج5، ص218، س13. جبرئيل اكنون از پيش من رفت و مژده‌ام داد كه براي هر بنده‌اي كه بر من صلواتي بفرستد، ده حسنه نوشته مي‌شود و ده سيئه از وي محو مي‌شود و برايش، ده درجه رفعت داده مي‌شود و بر من همان طور كه آن را گفته، نشان داده مي‌شود.

[14]. سفينة البحار، ج1، ص530، س9 ـ و ج2، ص256، س15

[15]. ج7، باب صج = 93 ص307. بنابر تعيين سفينة البحار.

[16]. اثبات الوصيه، ص83. آن گاه كه به فرمان خدا ظهور يافت، براي او در هر شهري ستوني از نور بر افراشته شد كه با آن به اعمال بندگاننگاه مي‌كند.

[17]. تمثيل مذكور، از عبارت ذيل كتاب «پيامبر» تاليف خليل جبران، ترجمه دكتر مصطفي علم، ص 96 سر چشمه گرفته و اتخاذ گرديده است.

«در خاموشي شب، در جاده‌هاي شما خراميده‌ام و روانم به خانه‌هاي شما در آمده است؛ و طپش‌هاي دل شما در دل من بوده است و دمتان بر چهره‌ام، و همه شما را مي‌شناخته‌ام؛ آري، من غم و شادي شما را مي‌شناختم و خواب‌هايتان خواب‌هاي من بود، و چه بسيار كه من در ميان شما، درياچه‌اي در ميان كوه‌ها بودم و آينه وار فراز و نشيب‌هاي شما را نشان مي‌دادم؛ حتي گله‌هاي گذران انديشه‌ها و آرزوهايتان را».

[18]. يونس (10) / آيه 9. حقيقت اين است: كساني كه ايمان آورده و اعمال صالح كرده‌اند، پروردگارشان با ايمان‌شان، آنان را راهنمايي مي‌كند؛ از زيرشان در باغستان‌هاي بهشت، نهرها روان است.

[19]. كافي، ج2، ص33. بابي به همين عنوان دارد.

[20]. كافي، ج2، ص38، س9. هر كس بدين خدا اقرار نمايد مسلمان است، و كسي كه بر آن عمل كند مؤمن است.

[21]. كافي، ج2، ص39، س3. ايمان، همه‌اش عمل است.

[22]. آل عمران (3) / آيه 86. خداوند چطور راهنمايي مي‌كند مردماني را كه پس از ايمان آوردن، كفرورزيدند؟.

[23]. نساء (4) / آيه 66 و 68. و اگر آنان آن چه را كه پند داده مي‌شدند به جا مي‌آورند؛ مسلماً براي‌شان بهتر مي‌بود و ثبات‌شان را بيشتر مي‌ساخت و هر آينه آنان را به راهي راست، راهنمايي مي‌كرديم.

[24]. بقره (2) / آيه 108. هر كس كفر را در عوض ايمان بگيرد، بدون شك گمراه مي‌شود.

[25]. حديد (57) / آيه 13. روزي مردان با نفاق و زنان با نفاق به كساني كه ايمان آورده‌اند، مي‌گويند منتظر ما باشيد تا از نورتان استفاده كنيم، گفته مي‌شود: به پشت سرتان برگرديد (به زندگي گذشته و از دست رفته دنيوي بر گرديد) و نوري كسب كنيد.

[26]. معارج (70) / آيه 43. روزي از گورها با سرعت بيرون مي‌آيند، گوئيا كه آنان به سوي هدف‌هاي نصب شده‌اي شتابان مي‌روند.

[27]. واقعه (56) / آيه 27 و 41.

[28]. واقعه (56) / آيه 27 و 41.

[29]. حاقه (69) / آيه 19 و 25 ـ انشقاق (84) / آيه 10.

[30]. حاقه (69) / آيه 19 و 25 ـ انشقاق (84) / آيه 10.

[31]. حاقه (69) / آيه 19 و 25 ـ انشقاق (84) / آيه 10.

[32]. طه (20) / آيه 108. در آن روز، خواننده را پيروي مي‌كنند.

[33]. قمر (54) / آيه 7 و 8. روزي خواننده، به جانب چيزي ناشناس مي‌خواند؛ در حالي كه چشمهايشان رو به پائين است از گورها بيرون مي‌آيند به طوري كه گوئيا ملخ‌هاي پراكنده‌اي هستند، در حالي كه شتابان و با توجه دقيق، به سوي خواننده روانند.

[34]. ق (50) / آيه 21. هر كسي در حالي كه راننده‌اي با او هست مي‌آيد.

[35]. سفينة البحار، ج2، ص50، س10. هر كس كه من در نزد او ذكر شوم و او فراموش كند كه بر من صلوات گويد، خداوند با همين فراموش كاري، او را در راه بهشت، به خطا مي‌اندازد.

[36]. مكارم الاخلاق، ص19، س19 ـ الدر المنثور، ج5، ص218، س29. هر كس كه صلوات بر من را به فراموشي سپارد راه بهشت را گم مي‌كند. عقاب الاعمال صدوق، ص 24.

[37]. كافي، ج2، ص219، س7. هر كس راهي را براي طلب دانشي برود، خداوند او را با اين راه روي، به سوي بهشت راه مي‌برد.

[38]. كافي، ج2، ص158، س12 ـ وافي، كتاب الايمان و الكفر، ص93، س24. در روز قيامت، چيزي مانند دفع كردن و به پيش راندن، مي‌آيد و مؤمن را از طرف پشت، به جلو پرتاب مي‌كند و او را داخل بهشت مي‌گرداند و گفته مي‌شود كه: اين، نيكو كاري است.