پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶

صفحه اول >> کتاب ها => انسان و علوم انسانی در صحیفه سجادیه جلد اول => دعای سوم



بخش نهم

فرشتگانی که هیچ شناختی از آنان نداریم

قلمرو علم انسان و معصومین

آفرینش، یا آفریدن؟-؟

شمارش اصناف فرشتگان

 

وَ مَنْ أَوْهَمْنَا ذِكْرَهُ، وَ لَمْ نَعْلَمْ مَكَانَهُ مِنْكَ، و بِأَيِّ أَمْرٍ وَكَّلْتَهُ. (23) وَ سُكَّانِ الْهَوَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ الْمَاءِ وَ مَنْ مِنْهُمْ عَلَى الْخَلْقِ: و بر هر فرشته ای که نامش را نیاوردیم و مقام و منزلتش را در پیشگاه تو نمی دانیم، و نمی دانیم که او را به چه کاری مامور کرده ای. و بر فرشتگانی که ساکنان هوا، زمین و آب، هستند، و بر آنانی از فرشتگان که بر خلق گماشته شده اند.

 

شرح

 

در مبحثی که سخن از «دو سویه بودنِ» جریان آفرینش و مدیریت کائنات، بحث شد، گفته آمد که این سویه یعنی سویۀ قَدَری جریان آفرینش، موضوع عقل و علم است، اما آن سویۀ آن از موضوع عقل و علم خارج است. زیرا علم یعنی شناختن علّت ها و معلول های قَدَری؛ شناختن فرمول های طبیعت که «نظام خلق» است. و شناختن آن سوی دیگر به «نظام امر» مربوط است که قضا نامیده می شود، و قضاهای الهی تنها در انحصار خودش است. آنچه انسان می تواند از قضاها بفهمد کلیات آن است از قبیل:

1- جهان فقط جریان قَدَرها و فرمول های طبیعی نیست، قضاها و امرها هم هستند.

2- فرشتگانی هستند که جانب قضائی جریان ها بر عهدۀ آنها است.

3- فرشتگان اصناف مختلف و فراوان دارند.

4- به تعداد حوادث، پدیده ها و اشیاء، فرشته وجود دارد.

5- فرشتگان موجودات درّاک، زنده و دارای شخصیت هستند که قابل درود و صلوات می باشند.

و چون «عالَم امر» در انحصار خداوند است، در مواردی علم به این کلیات نیز از دسترس بشر خارج است، و لذا امام معصوم و دارای علم غیب می گوید «أَوْهَمْنَا ذِكْرَهُ، وَ لَمْ نَعْلَمْ مَكَانَهُ مِنْكَ، و بِأَيِّ أَمْرٍ وَكَّلْتَه».

در آن جا که دربارۀ چگونگی پیدایش روح، و چیستی روح از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می پرسند، قرآن می گوید: «قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلاً»[1]: بگو روح از پدیده های امری است و چیزی از علم به شما داده نشده مگر اندکی. یعنی نه تنها عالَم امر از قلمرو علم شما خارج است، بل در عالم خلق نیز آنچه می توانید بفهمید، اندک است.

و ما پیروان مکتب قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) معتقدیم که پیامبر و آل (علیهم السلام) به کل و همه چیز این سویۀ آفرینش یعنی بر عالَم خلق و قوانین و قواعد قَدَرها و فرمول های جهان، کاملاً و ذرّه به ذرّه علم دارند، و دربارۀ عالم امر علاوه بر کلیاتی که در بالا شماره شد بر فروعی از همان کلیات نیز علم دارند که از دسترس انسان های دیگر خارج است:

1- قرآن «تبیان کل شیئ» است و مطابق آیۀ «لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ»[2] پیامبر (صلی الله علیه و آله) تبیین کنندۀ همان تبیان است، یعنی تبیان اندر تبیان. و همۀ علوم آن حضرت به آلش رسیده است، پس قلمرو علم ائمّه در حدّ تبیان کل شیئ است.

2- تبیان کل شیئ، دربارۀ موضوعاتی است که «تبیان بردار» باشند، عالَم امر، بیان بردار نیست و لذا کلیات آن و فروعاتی از آن کلیات در اختیار آنان است. اما بر عالم خلق با همۀ جزئی ترین جزئیاتش عالم هستند که:

3- امام باقر علیه السلام: «نَحْنُ خُزَّانُ عِلْمِ اللَّهِ وَ نَحْنُ تَرَاجِمَةُ وَحْيِ اللَّهِ وَ نَحْنُ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ عَلَى مَنْ دُونَ السَّمَاءِ وَ مَنْ فَوْقَ الْأَرْض»[3]: ما خزانه داران علم الهی هستیم، و ما تبیین کنندۀ وحی خدا هستیم، و ما حجت بالغۀ خدا هستیم بر همۀ آنان که پائین تر از آسمان و در روی زمین هستند.

4- امام صادق علیه السلام: «إِنِّي لَأَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ مَا فِي الْجَنَّةِ وَ أَعْلَمُ مَا فِي النَّارِ وَ أَعْلَمُ مَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ قَالَ ثُمَّ مَكَثَ هُنَيْئَةً فَرَأَى أَنَّ ذَلِكَ كَبُرَ عَلَى مَنْ سَمِعَهُ مِنْهُ فَقَالَ عَلِمْتُ ذَلِكَ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ»[4]: من به آنچه در آسمان ها و زمین است علم دارم، من می دانم آنچه را که در بهشت است و می دانم آنچه را که در دوزخ است، و می دانم آنچه در جهان واقع شده و آنچه در آینده واقع خواهد شد. راوی می گوید: سپس اندکی مکث کرد و دید که آنچه مخاطبان از او شنیدند برای شان سنگین آمده است، فرمود: این ها را از کتاب خدا دانسته ام که خداوند می فرماید: تبیان همه چیز در قرآن است.

5- امیرالمومنین علیه السلام: «أَيُّهَا النَّاسُ سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي فَلَأَنَا بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّي بِطُرُقِ الْأَرْضِ»[5]: ای مردم بپرسید از من پیش از آن که مرا نیابید که من به راههای آسمان داناترم از راه های زمین.

و احادیث فراوان دیگر، و به طور خلاصه عرض می کنم: من هر سؤال از علوم تجربی و علوم انسانی را که توانستم به حضور قرآن و اهل بیت ببرم جواب آن را به روشنی یافتم و آن ها را در نوشته هایم آوردم.

لطفاً به جملۀ «که توانستم به حضور قرآن و اهل بیت ببرم» توجه کنید؛ زیرا آنچه مهم است یافتن آیۀ مربوطه یا حدیث مربوط به سؤال است. و این برای ما دشوار است و منشأ این دشواری، غصب خلافت توسط عده ای و منزوی کردن اهل بیت (علیهم السلام) و دادن تفسیر قرآن به افراد کابالیست مانند تمیم داری، کعب الاحبار و... است. که با منزوی کردن اهل بیت میان قرآن و امّت فاصله انداختند.

آفرینش، یا آفریدن؟-؟: جملۀ امام عليه السلام را- که می گوید: «وَ مَنْ مِنْهُمْ عَلَى الْخَلْقِ»: و بر هر فرشته ای از فرشتگان که بر «خلق» برگماشته ای»- می توان دو گونه معنی کرد:

1- خلق: با صیغۀ «صفة مشبه» به معنی «مطلق مخلوق»= کل آفرینش. در این صورت مراد آن فرشتگانی هستند که کارشان به بخشی از آفرینش محدود نیست بل اینان گروهی هستند که بر کل کائنات یکجا، ماموریت دارند.

2- خلق: با صیغۀ مصدر به معنی آفریدن. در این صورت کار این فرشتگان در پدید آوردن اشیاء و حوادث است که پس از پیدایش هر پدیده آن را به فرشتگان دیگر که قبلاً در این دعا مذکور شدند، تحویل می دهند.

اصناف فرشتگان: در این دعا 26 صنف برای فرشتگان شماره شده است:

1- گروه حاملین عرش.

2- گروه میکائیل، جبرئیل، روح رئیس عده ای از فرشتگان، و روح رئیس ارواح الحیات.

3- رَوحانیون= بشارت آوران و شادی آوران.

4- فرشتگانی که «اهل زلفة» هستند، کارشان مدرّج کردن اشیاء و جهان است؛ زیرا جهان، جهان مرحله ها و درجات است.

5- حاملان علم غیب بر انبیاء و معصومین علیهم السلام.

6- گروه زیر دست جبرئیل؛ گروه وحی آوران.

7- گروهی که در پیدایش هر آسمان جدید و تکوین آن، برای ساختن آن کار می کنند.

8- گروهی که در تکوین باران و ابرها کار می کنند.

9- رانندگان ابرها.

10- موکلان بر (ابر سبک و سنگین) و رعد برق.

11- همراهی کنندگان برف و تگرگ و باران.

12- موکّلین بر بادها.

13- موکلین بر کوه ها، صخره ها و گسل ها.

14- موکلین بر وزن آبها و پیمانۀ باران ها.

15- بلا آورندگان.

16- کرام الکاتبین.

17- عزرائیل.

18- نکیر و منکر.

19- رومان.

20- طواف کنندگان بر بیت المعمور.

21- مالک دوزخ و دستیارانش.

22- رضوان و پرده داران بهشت.

23- خوش آمد گویان بر اهل بهشت.

24- سختگیران در محشر.

25- فرشتگانی که نه جایگاه شان را می دانیم و نه کارشان را.

26- دو فرشته؛ سائق و شاهد.- این دو در بخش بعدی خواهد آمد.



[1] آیۀ 85 سورۀ اسراء.

[2] آیۀ 44 سورۀ نحل.

[3] کافی (اصول) ج 1 ص 192 ط دار الاضواء- در همان باب حدیث های دیگر نیز هست.

[4] کافی (اصول) ج 1 ص 261 ط دار الاضواء- به همراه احادیث دیگر.

[5] نهج البلاغه، خ 235، ابن ابی الحدید. و 231 فیض.