سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶

صفحه اول >> کتاب ها => با دانشجویان فیزیک و کیهان شناسی



اکنون می رویم به سراغ مقالۀ سایت محترم عصر ایران دراین باره: 1- در آغاز مقاله، استاد عزیز و گرامی ما می فرماید: «خیلی ها به خدا اعتقاد ندارند».

به تعبیر «خیلی ها» توجه کنید؛ کاربرد این عبارت در فارسی روشن است؛ «خیلی+ ها»، اصطلاحی است که معنی «فراوان» را دوبار تاکیداً می آورد. و باید دستکم در میان هر 1000 دانشمند 300 نفری باشند، یا حداقل 200 نفر باشند، امروز که تعداد دانشمندان (حتی در همان فیزیک و کیهان شناسی سر از هزارها در می آورد، و باید چندین صد نفر منکر خدا باشند، لطفاً شما نام 30 نفرشان را بشمارید(!!!)

کم لطفی و کم توجهی در این سخن به حدی است که استاد گرامی این تعبیر را در اصل «وجود خدا» می گوید نه در «ربوبیت». که سخن هاوکینگ نیز در ربوبیت است نه در وجود خداوند.

خواهیم دید که جناب پرسشگر و حضرت استاد تا آخر مقاله و مصاحبه توانسته اند فقط از دو نفر نام ببرند (داوکینز و واینبرگ) که در اواخر مقاله از کلام خودشان روشن خواهد شد که آن دو نفر نیز خدائی را که کلیسا تعریف می کند، قبول ندارند، نه خدائی که علم و عقل تعریف می کند. یعنی آقایان حتی یک نفر از دانشمندان فیزیک و کیهان شناسی نمی یابند که ملحد باشد. و مشکل این است که آقایان خدای قرآن را با خدای کلیسا یکی می دانند.

2- پرسشگر عصر ایران می گوید: «هاوکینگ در سال 2011، از اعتقاد پیشین خود دربارۀ خلقت جهان از جانب خداوند دست کشید».

بررسی: این حضرت بزرگوار نیز اطلاع کافی از سرگذشت هاوکینگ ندارد. اگر به کتاب ها و مصاحبه های هاوکینگ مراجعه کند خواهد دید که او از زمانی که به عنوان دانشمند ابراز نظر کرده همیشه در ربوبیت (= چگونگی ادارۀ جهان از ناحیه خداوند) مشکل داشته است، و این تنها در سال 2011، پدید نشده است. و اگر اطلاع کامل دارد و چنین سخنی را می گوید، باید به ما اجازه دهد که در صداقت گفتارش و نیز در صداقت انگیزه اش، شک کنیم که امیدوارم چنین نباشد. امّا پرسش دیگر ایشان که بعداً خواهد آمد، نشان می دهد که جناب پرسشگر در صدد است الحاد گرائی را (در این عصرِ بشدت دین گرائی) به عنوان مد روز، به ذهن ها القاء کند.

قصد هیچ جسارتی را ندارم، وقتی که بحث های ملحدانه دربارۀ خداوند، آزاد است، بررسی سخن حضرت گرامی آقای «هومان دوراندیش» و سرور عزیز جناب آقای دکتر رضا منصوری، نیز آزاد است.

3- عصر ایران می گوید: «دکتر رضا منصوری استاد فیزیک دانشگاه صنعتی شریف و موسّس و مدیر مسئول مجلّۀ نجوم است».

بررسی: من از هر دو بزرگوار می پرسم، آیا این استاد بزرگوار و محترم و گرامی، هیچ اطلاعی از کیهان شناسی قرآن و اهل بیت(ع) دارد؟

و صد البته ایشان حق دارند در پاسخ این پرسش من بگویند: شما قرآن شناسان چه چیزی از کیهان شناسی قرآن به ما یاد داده اید؟ و در این وقت است که من بشدت شرمنده می شوم؛ بلی حق با ایشان است. و فقط برای کاستن از این شرمساری عرض می کنم: من به عنوان وظیفۀ فردی دو کتاب در این باره نوشته ام: «تبیین جهان و انسان» و «قرآن و نظام رشته ای جهان» به همراه چند مقالۀ دیگر در سایت بینش نو www.binesheno.com. بلی مگر پرداختن به ارسطوئیات و بودائیات، مجال می دهد که به علوم قرآن بپردازیم.

استاد فرموده اند: «هاوکینگ به پولی که از رسانه ها می گیرد احتیاج دارد زیرا خرج زندگی و درمان او خیلی زیاد است».

عرض می کنم: من به دلیل درگیری ای که از چندین سال پیش، آقای «تروک» میان من و هاوکینگ ایجاد کرده بود[1]، کوشیده ام که اطلاعات بیشتری از زندگی هاوکینگ و نیز آرای او داشته باشم. تا جائی که می دانم او در کمبریج از هر حیث راحت و کاملاً بیمه، و امکانات لازم در اختیارش هست.

اما این نکته درست است که سیاست دولت انگلستان در این است که او را بیشتر مطرح کند.

فرموده اند: «این نکته هم گفته می شود که بعضی از کتاب های غیر تخصصی اش را با هدف تامین مخارج بالای زندگی اش، منتشر می کند».

عرض می کنم: برخی از علوم بویژه فیزیک و کیهان شناسی، در افق بالاتر به نوعی فلسفه[2] و «هستی شناسی»، می رسد. و دست اندرکاران این علوم اگر به افق بالا برسند حق دارند که در عناوین دیگر نیز ابراز نظر کنند. مثلاً نیوتن و اینشتین در ابتدا فیزیکدان و در آخر فیلسوف بودند. اگر هاوکینگ چنین است حق دارد در خارج از فیزیک و کیهان شناسی حرف بزند. لیکن گاهی در موضوعاتی که هیچ ربطی به فلسفۀ بر خاسته از رشتۀ خودش ندارد، نیز ابراز نظر می کند از آن جمله سخنان او در حضور بیل کلینتون که آن وقت رئیس جمهور امریکا بود.

فرموده اند: «روی کرد رسانه ای هاوکینگ موجب پائین آمدن عیار علمی سخنانش شده است».

بررسی: چنین نیست، بل که علم و توانائی دانش او، همین است. در واقع سیاست دولت انگلستان، او را بیش از آن چه که هست، بزرگ کرده است. و این که جناب منصوری برخی اظهارات او را دارای صحت علمی نمی داند، درست است.

استاد محترم می فرماید: «من ممکن است بگویم به خدا اعتقاد دارم. من حق دارم این نظرم را درست باشد یا نادرست، بیان کنم. اما اگر بگویم فیزیک اثبات می کند که خدا وجود دارد، این حرف نه تنها قابل قبول نیست بل که من به عنوان فیزیکدان حق بیان آن را هم ندارم. زیرا اگر من بگویم علم فیزیک وجود خدا را اثبات می کند، سخنی غیر علمی گفته ام».

شگفتا!: اولاً: در این سخن مراد از علم فیزیک چیست؟ فیزیک آزمایشگاهی و عملی است؟ یا فیزیک نظری؟ که اوّلی در اثبات وجود خدا به قوت دومی نیست.

ثانیاً: فیزیک به هر دو معنی، اگر در ذهن و حافظه و قدرت علمی شخص، در پلّه های پائین باشد، چنین فیزیکدانی در شناخت خود فیزیک ناتوان است، تا چه رسد به اثبات وجود خدا به وسیلۀ فیزیک.

ثالثاً: مراد از «اثبات وجود خدا» چیست؟ ظاهراً گمان کرده اند که مراد این است وجود خدا نیز مانند فیزیکیات از سنخ ماده و انرژی باشد و فیزیک وجود او را اثبات کند. در حالی که وجود خدا خارج از این موضوع و خارج از حیطۀ آن است، زیرا خداوند خالق فیزیک، قوانین فیزیک و فیزیکیات است. و منشأ اشتباه همین نکته است که سروران محترم مسئله را عوضی گرفته اند.



[1] رجوع کنید به واژه های «هاوکینگ» و «تروک» در کتاب ها و مقالات سایت بینش نوwww.binesheno.com

[2] این نوع فلسفه را باید «فلسفۀ مؤخّر» نامید در برگ های آینده به آن اشاره خواهد شد