جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶

صفحه اول >> کتاب ها => تجسم عمل



الحمدلله الذي جعل الأعمالَ باقيةً انّ ربّنا علي كلّ شيئٍ قديرٌ، الّذي جعل لكلٍّ درجاتٍ ممّا عَمِلوا لِتُجزي كلُّ نفسٍ ما كَسَبَت و هم لايُظلَمُون و هو علي كلِّ شيئٍ حفيظٌ؛ و الصّلوةُ و السّلامُ عَلي سيّد رُسُلِهِ و اَفضَلِ خلقِهِ الّذي قالَ: الظّلم ظُلُماتٌ يَوم القيمةِ و اعمَل ما شِئتَ فَاِنّكَ لاقيهِ؛ و عليَ خلفائِهِ الطّاهرين الّذين دَعوا اِلي العَمَلِ الصّالِحِ وَ نَهوا عَن كلّ فاسدٍ لِيُخرِجوا النّاسِ مِن الظّلماتِ اِليَ النّورِ؛ و سيعلمُ الّذين ظَلَموا ايَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبون.

اللّهم رّبنا اَسئَلُك بِمحمّدٍ و آلِ محمّدٍ اَن تُصلّيَ علي محمّدٍ و آل محمّدٍ و اَن تَجعَلَ عَمَلي هذا باقياً صالحاً و اَن تَغفِرلي اِنّك علي كلّ شيئٍ قديرٌ و بِالاِجابةِ جَديرٌ.


مقدمه

سالها بود كه در پي حقيقتي از حقايق قرآني، و مساله‌اي از مسائل كتاب الهي، كه همچون دري ناسفته، تازگي داشته و جالب توجه باشد، و شرحي بر آن نوشته نشده و كتابي درباره‌اش تأليف نيافته باشد، مي‌گشتم؛ به هر دري سري زده و به هر گوشه‌اي نظري مي‌انداختم، تا در شعبان سنة 1378 به دو موضوع مهم ملهم گرديدم:

يكي تجسم عمل و ديگري امكان تحول انرژي[1] به ماده، يكي از اصطلاحات اهل دين و ديگري متخذ از عناوين علوم تجربي، نخستين از افكار قدماي شرق و دوم مبتني بر ابتكارات متجددين غرب؛ پس از آن كه به وحدت تقريبي و تناسب اين دو موضوع پي بردم، تصميم گرفتم كتابي را كه در آرزويش بودم به حول الله و قوته در همين عنوان به نگارش آورم.

اينك من آن چه از كلمات دانشمندان، از بزرگان دين و نام آوران علم، پيدا كرده‌ام گرد مي‌آورم و تا حدود توانايي از تحقيق دربارة آنها فرو گذاري نمي‌كنم و بدين وسيله باب تحقيق را در اين مساله، بيشتر از پيشينيان، به روي آيندگان باز مي‌كنم و مساله‌اي از قرآن كريم را به طرزي عجيب و نظري بديع به مردم جهان مي‌شناسانم؛ و اميدوارم كه پس از من روشن ضميران دانش پژوه، در تحقيق مطلب به مراتب جلوتر رفته و در توضيح حق و اثبات حقيقت، درهاي ديگري پيدا كرده و قدم‌هاي استوارتري بردارند.

موضوع اين كتاب بسيار دقيق و عميق است از خيلي جاها سر به در مي‌آورد، جهانيان را به جهان و هر دو را به جهانبان نزديك‌تر مي‌نماياند؛ نگارنده مي‌خواهد كه اين كتاب از او يادگار بماند و اين كتاب اثبات مي‌كند كه هر كاري از هر كسي چه بخواهد چه نخواهد يادگار و پايدار است؛ و هر كرداري از هر انساني پيوسته و الي الابد، نه فقط در اين دنيا، بلكه در هر دو جهان، موجودي استوار و جاويدان است؛ پس نظر اين كتاب از نظر نويسنده‌اش خيلي بالاتر و همتش از همت او بسيار والاتر است.

اين كتاب از غيب خبر مي‌دهد و از زندگي آينده با ما گفتگو مي‌كند؛ اعمال اين جهان را به منزله‌ي تخم‌هايي؛ براي ياران و بساتين و عمارات و ارزاق و البسة آن جهان، مي‌انگارد؛ و معتقد است كه ظلم‌هاي دنيوي، ظلمت‌هاي اخروي است؛ و بدون تأويل و تجويز مي‌گويد: الدّنيا مزرعة الآخرة![2] عجيب است!! و گام برتر نهاده و مي‌گويد كه جهان آينده و زندگي نيامده در همين دنياي كنوني موجود است؛ و گاهي لحن سخن را عوض مي‌كند و مي‌گويد: اين دنيا فاني مي‌شود و منقضي مي‌گردد ولي خميرة آن جاوداني است و موجودات اخروي همه از همين خمير سرشته مي‌شود.

اين كتاب، يوم موعود و روز رستخيز را به منزلة بهاري مي‌داند، بهار روئيدن اعمال، آيا زمستاني كه سپري مي‌شود و نوروز مي‌آيد، جهان ما منقضي مي‌گردد؟ نه، بلكه جهان مردة زمستاني، حيات تازة بهاري مي‌گيرد!.

اين كتاب، گفتگوهاي شيرين و بحث‌هاي دلپذير، در ذيل اين عنوان كه: اعمال آدمي، امواجي ابدي در جهان وجود پخش مي‌كند، به رشتة تحرير در آورده و چنين توضيح مي‌دهد كه: اعمال نيك، در واقع امواجي از نور، و اعمال بد هم امواجي از ظلمت مي‌باشند.

اين كتاب نخستين كتابي است كه تجسم كردار و پندار، و امكان تحول هر كدام از نيرو و ماده را به يكديگر، با كتاب و سنت اثبات مي‌كند، و به معونت تأييداتي كه از دانشمندان علوم تجربي نقل مي‌كند، مساله را از بديهيات علميه قرار مي‌دهد؛ علم و فلسفه را با ادبيات به هم مي‌آميزد؛ و تاريخ مساله را نيز از عهد باستان تا به اين روزگار به نيكوترين وجهي شامل است.

دائرة بحث، در اثناي اثبات بقا و تجسم عمل، چنان وسعت يافته، كه نگارنده قبلاً تصور آن را نمي‌كرد و چنين ديده شده است كه: اعمال آدميان در پيرامون آنان، مانند برگ‌ها و شاخه‌ها نسبت به درختان هستند و آني از او جدا نمي‌شوند، و به منزلة دستها و پاها و ساير جوارح مي‌باشند و لوازم لاينفك ذات آدمي به شمار مي‌آيند؛ با اين فرق كه: اعمال در پيرامون عامل، ساكت و ثابت نمي‌مانند، بلكه علي الدوام در جنبش هستند يا به سوي قلب او حمله مي‌كنند و يا از آن مي‌گريزند و دور مي‌شوند.

و بالاخره ذات خود انسان و ساختمان آيندة او به ميدان بحث كشيده شده و تا آن جا كه ياراي تفهيم و تفهم و قدرت اثبات و بيان هست توضيح داده‌ايم كه: انسان خودش را با اعمال خود از مواد جهان مي‌سازد و سپس همين ساختمان را با اعمال نيك و بد مبدل مي‌كند و همين اعمال، تجمع يافته و مركب گرديده و بار ديگر او را تشكيل مي‌دهند؛ يعني: ساختمان آيندة انسان از اعمال كنوني او ساخته مي‌شود و پرداخته مي‌گردد؛ با تفصيلي كه در كتاب: ساختمان آيندة انسان، داده شده است.

در اين كتاب با بزرگان علماي دين و با فلاسفه و مفسرين و نيز با بعضي از دانشمندان نامي علوم تجربي در مطاوي فصول كتاب، بحث‌هايي دلپذير، البته با رعايت جانب ادب و اداي احترام نسبت به مقام شامخ علما، به عمل آورده‌ايم.

ناگفته پيداست كه مثل اين كتاب، نمي‌تواند شيرين عبارت باشد و با اين كه در سادگي بيان و رواني الفاظ آن خيلي كوشش كرده‌ايم باز احتمال مي‌رود كه بيشتر مردم عادي از استفادة كامل از آن محروم بمانند؛ فلذا روي سخن ما در اين كتاب به سوي فضلا و محققين است.

اين كتاب متعهد مي‌شود كه مطالب و ادلة آنها را با بياني روشن توضيح بدهد به شرط اينكه: اولاً هر صفحة بعدي بعد از فهم كامل صفحة قبلي، مطالعه شود و ثانياً در مطالعه و همچنين قضاوت، خصوصاً در مسائلي كه در جاي ديگري مطالعه نشده است، عجله نشود و ثانياً در اخذ و فهم مطالب، شخص مطالعه كننده داراي ذوق سليم باشد؛ و براي اينكه سخن از سلامت نيفتد در موارد ترجمه، راه آزاد را انتخاب كرديم.

و بايد توجه داشت كه شكل استدلال‌هاي ما در اين كتاب، خيلي شبيه به طرز استدلال‌هاي قرآن كريم است و در صورت استدلال‌هاي مصطلح علمي منطقي نيست؛ و نيز بايد گفت كه: ما هر خبري را كه دلالت به منظور ما دارد و يا آن را و يا گوشه‌اي از آن را تأييد مي‌كند نقل كرده و جاي آن را هم در كتب اخبار، بدون تحقيق در سند، با صراحت در پاورقي نوشته‌ايم.

از درگاه حضرت پروردگاري خواستاريم كه بر لغزش‌هاي ما ننگرد و ما را با خطاهاي ما نگيرد.

روش ما در كتاب‌هايمان تدبر در متون احاديث ائمة معصومين ـ عليهم السّلام ـ است و در پيرامون اسناد بحثي نكرده‌ايم؛ و اين امر نه از مسامحه و سهل انگاري است و نه از اينكه ما همة روايات را صحيح بشماريم و بر همة آنها بي‌چون و چرا اعتماد نمائيم، بلكه حقيقت اين است كه چنين نيازي براي ما پيش نيامده است! و سبب چند امر است:

1ـ موضوعات بحث ما از فروع فقهي نيست كه اخبار مورد نظر ما جاي تقيه باشد و احتمال صدور از روي تقيه در آنها رود، و احاديث كتاب‌هاي ما همه علمي مي‌باشند، نه به سود ظالمان هستند ونه به زيان پاكان؛ و لذا احتمال جعل هم در آنها نمي‌رود.

2ـ خبرهايي كه ما آورده‌ايم تنها از پيامبر گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ و ائمة اهل‌بيت ـ عليهم السّلام ـ روايت شده‌اند، و از هيچ كس ديگري جز آنان ـ عليهم السّلام ـ صدقاً و كذباً نقل نشده‌اند؛ و ديگران در اين گونه مسائل اصلاً وارد نشده‌اند تا سخني صحيح و يا نا صحيح در كتاب‌ها از آنها آمده باشد، و خداوند متعال ذهن ظالمان را از ورود در خانة علم و حقيقت عالم مشغول و محروم فرموده است؛ آنان از بحث در آسمان‌ها و زمين و آغاز و انجام جهان و پيدايش انسان و بقا و تجسم اخروي اعمال و آفريده شدن ساختمان آيندة آدمي با عملها و ظهور زشت و زيباي كردار در اعضا و امثال آنها بهره‌اي نداشته و ندارند.

3ـ احاديث كتاب‌هاي ما همه با هم كنار مي‌آيند و با هم سازش مي‌كنند، درست مانند قطعات خورد و ريز يك ظرف چيني كه بعد از جمع گشتن در كنار هم، اطمينان حاصل مي‌شود كه همه از يك ظرف بوده‌اند؛ اخبار ائمة اهل‌بيت ـ عليهم السّلام ـ دسته دسته با هم جمع مي‌شوند و زوايا و خفاياي جهان را در ذهن متدبران و متتبعان مي‌سازند و حقيقت عالم را نشان مي‌دهند.

و اين دليلي است اعجاز آميز و اعجاب انگيز، و برهاني است محكم و روشن بر حقانيت خود آنها. و بدين طريق اطمينان حاصل مي‌شود كه همة احاديث ما از يك منبع دانش صحيح و منزه از جهل و اشتباه صادر گرديده‌اند و گوشه‌ و كنار‌هاي يك واقع را مي‌سازند.

و كريمة: «لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيرا؛ً[3] اگر قرآن از جاي ديگر غير از خدا بود حتماً اختلاف‌هاي زيادي در آن پيدا مي‌كردند و آيه‌ها با هم نمي‌ساختند و كنار نمي‌آمدند». در همين حقيقت بسيار عالي و عميق نظر دارد. يك مساله در اين باب براي ما مهم است و آن اطمينان از صحت نسخ كتاب‌هاي خبر است؛ و ظاهراً سه يا چهار مورد مشكوك براي ما پيش آمده است.

اروميه ـ جمعه 5 ذيحجه 1378 برابر 21 خرداد 1338

محمد امين رضوي، عفي عنه



[1]. در اين كتاب، دو كلمة: نيرو و انرژي، به يك معني گرفته شده است.

[2]. اين سخن در مجموعة ورّام، ص183، س12، از حضرت پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ نقل شده است.

[3]. نساء / 84.