دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷

صفحه اول >> کتاب ها => آفریدگار و آفرینش



خدا شناسی فقط و فقط با اندیشه در مخلوقات، حاصل
می شود:

وَ صَارَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ خَلَقْتَهُ حُجَّةً لَك: و هر کدام از مخلوقات تو دلیل قاطع است بر وجود تو.

وصار: وگشت.

خدایا تو که نه وصف داری و نه نعت، نه به چشم می آیی و نه به وهم، پس اندیشه در مخلوقات تو است که دلیل و حجة قاطع می گردد بر وجود تو. و کشف و شهود غیر از توهم معنائی ندارد و وهم بر تو راهی ندارد پس کشف و شهود دربارۀ تو وهم اندر وهم است.

اما پرداختن به آنچه کشف و شهود نامیده می شود نتیجه ای هم دارد (گرچه دربارۀ خدا وهم اندر وهم است) شخص را مرتاض و کاهن بار می آورد حتی ممکن است او قادر به انجام کارهای خارق العاده- وحتی خارق طبیعت- شود وقتی که مردم کارهای شگفت او را مشاهده می کنند گمان می کنند که او به مقام عرفان و تقرّب الی الله رسیده است. در حالی که این کهانت است و کهانت در اسلام گناه کبیره و کاهن کافر است.[1]

در این نوع توانائی ها که نامش را مقامات گذاشته اند، عارفان سرخ پوست تواناتر از (به اصطلاح) عارفان ما هستند حتی سرخ پوست معروف «دون خوان» که به وجود خدا نیز معتقد نیست. و همین طور مرتاضان هندی.

در چند سطر پیش تر، آیه 27 و28 سوره فاطر را دیدیم که با لفظ انحصاری «انّما» می فرماید خدا شناسی فقط و فقط با اندیشه در مخلوقات خدا حاصل می شود آن هم اندیشه علمی نه کشف و شهودی.

و مهم تر این که اصالت را به اندیشه در محسوسات می دهد نه بر مفهومات دهنیّه.

و در بیان بهتر: راه خدا شناسی را تفکر علمی در علوم تجربی می داند نه کلّی بافی های ذهنی. از نو توجه کنید: «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ ثَمَراتٍ مُخْتَلِفاً أَلْوانُها وَ مِنَ الْجِبالِ جُدَدٌ بيضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُها وَ غَرابيبُ سُودٌ- وَ مِنَ النَّاسِ وَ الدَّوَابِّ وَ الْأَنْعامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ كَذلِكَ إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ غَفُورٌ». باران شناسی، گیاه و میوه شناسی، کوه شناسی و زمین شناسی، شناخت لایه ها و رگه های مختلف زمین، رنگ شناسی، را عنوان کرده و
می فرماید این است و جز این نیست که خدا شناس و خدا ترس فقط بندگانی هستند که راه علم را در پیش می گیرند.

 

حضرت آقا عارف است در حالی که نسبت به زمین که روی آن راه می رود، میوه ای که می خورد، دستگاه گوارش خودش، دستگاه تنفس خودش و... و... هیچ آگاهی ندارد و کاملاً جاهل است و در جلسۀ درس می گوید: دود هم مانند غذا روزه را باطل می کند. و استدلال می کند: چون دود هم به معده می رود و غذا نیز به معده
می رود(!!!). و مدعی است که به مقام «من عرف نفسه فقد عرف ربّه» رسیده است.

ادامه حدیث: وَ مُنْتَسِباً إِلَى فِعْلِك: و همه مخلوقات تو به فعل تو منتسب هستند.

شرح: همه مخلوقات به فعل تو منتسب هستند نه به ذات تو. هیچ چیزی از ذات مقدس تو نشأت نیافته، همگی فعل تو هستند.

وَ صَادِراً عَنْ صُنْعِك: و از صنعت تو صادر شده اند.


[1] شرح بیش تر در مقاله «معجزه، کرامت،کهانت» سایت بینش نو