دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷

صفحه اول >> کتاب ها => آفریدگار و آفرینش



مقدمه

 

صمیمانه با خواننده:

خدای را سپاسگذارم که توفیق داشته ام سالانه یک بار قرآن را از آغاز تا پایان مطالعۀ علمی کنم. و این علاوه بر مراجعات موضوعی و موردی و قرائت اصطلاحی است که در تدوین مطالب و تحقیق مسائل، رجوع می کنم. دربارۀ برخی از متون بزرگ و کوچک حدیثی حتّی «صحیح مسلم» نیز یک دوره از آغاز تا پایان مطالعه داشته ام، یعنی علاوه بر مراجعات، هر کدام از آن ها را یک بار مطالعه کرده ام.

بار دیگر که بحارالانوار را از آغاز تا پایان صفحه به صفحه با روش خودم بررسی می کردم در جلد 97 (ج 100 چاپ بیروت) ص 113- 224، نسبت به یک حدیث حساس شدم، گوئی در مراجعات پیشین به ژرفای محتوای آن، چنان که باید توجه نکرده بودم. از این که چرا در تدوین کتاب ها و مقالات از این حدیث استفاده نکرده ام،


متأسف شدم. زیرا محتوای آن برای اصول و پایه های «فلسفه قرآن و اهل بیت -ع-» که در نوشته هایم در صدد ارائۀ آن هستم، لازم و ضروری بود. برای جبران مافات، در جزوه ای مختصر، حدیث مذکور را شرح می دهم تا به آن تعهدی که برای پژوهشگران جوان حوزه و دانشگاه دارم، عمل کرده باشم.

نه فقط درباره این حدیث بل شاید ده ها مورد از این قبیل هست که به هنگام مطالعه از عمق معنای حدیث غافل شده ام، زیرا اهل بیت(ع) عِدل قرآن هستند؛ اگر صدها بار با دقت تمام قرآن را مطالعه کنید باز در مطالعۀ بعدی مطالب نو، بکر، تازه و عمیق خواهید یافت. همین طور است احادیث معصومین(ع)، به ویژه بحارالانوار که واقعاً دریاهائی از نورها می باشد.

این که «هر بار احادیث اهل بیت(ع) را مطالعه دقیق کنید باز مطالب بکر خواهید یافت»، یک شعار تبلیغی و یا سخنی برخاسته از احساسات نیست، یک حقیقت و واقعیت تام است. لیکن امتحانش مجانی نیست با زحمت ملازم است. و تحمل این زحمت، دشوار بل غیر ممکن است مگر این که سوز دل و شوق تحقیق، رنج زحمت را به شیرین ترین عامل روح افزا تبدیل کند، در این صورت کار تحقیق نه تنها آسان می شود بل به لذت روح تبدیل می گردد و این شوق و اشتیاق برای ما پیروان اهل بیت(ع) پدید نمی آید مگر با توسّل به اهل بیت(ع).

نمی گویم چیزی می دانم یا در عرصۀ علم کسی هستم، همیشه از جهل خودم در رنج هستم. می گویم: اگر نکاتی چند به دست آورده ام در اثر توسل مداوم و همیشگی به ساحت کریمۀ اهل بیت(ع) حضرت فاطمۀ معصومه (سلام الله علیها) بوده است.

اما به صراحت عرض می کنم: یک چیز را خیلی خوب درک کرده ام: فلسفه ها و مکتب های قدیم و جدید را به دقت بررسی کردم همگی را لنگ، سرگردان و مصداق سراب، یافتم جز مکتب ثقلین. سه بیت از اشعاری که در یکی از نوشته هایم گفته ام در این جا می آورم:

                              

هر ایسم بگشتم همگی اُخت هم استند‏



جمله نُسخ همدگر و باطله اصل اند‌

در پیش درِ آل علی(ع) کاسه به دستم

 

 

آنان که پی و صل[1] شدند زین صله فصل اند

جز مکتب صادق(ع) نبود عقل و خرد ورز



اعلام هدی وحی نسب فاطمه نسل اند‌

 

چون سخن از مطالعۀ دوره ای و صفحه به صفحۀ متون حدیثی رفت، لازم است برای جوانان علاقمند توضیح دهم که: اگر بخواهید یک متن حدیثی مثلاً بحارالانوار یک صد و ده جلدی را از آغاز تا پایان مطالعه علمی کنید، لازم نیست همه کارهای علمی دیگر را کنار بگذارید و به آن بپردازید. چرا که علاوه بر باز ماندن از کارهای ضروری علمی، در اثر تداوم این کار سنگین، شوق و ذوق تان نیز لطمه می خورد، بهتر است هیچ تغییری در برنامه کاری ایجاد نکنید؛ کافی است جلد اول بحار را بردارید و چند صفحه ای از آن را مطالعه کنید و یک نوار کاغذی در همان جا بگذارید، روز دیگر نیز به سراغش بروید و صفحات دیگر را بررسی کنید. افراد با یک دیگر متفاوتند؛ شخصی می تواند روزانه این کار را ادامه دهد و شخص دیگر یک روز در میان و... آن چه مهم است اهتمام و اهمیت دادن به کار است. از باب مثال برای خود من یک دوره مطالعه بحار پنج سال طول کشیده است.

حدیث موضوع بحث ما در این جزوه، در مجلد بیست و دوم بحار با تقسیم بندی خود مرحوم علامه مجلسی است که آن را مخصوص زیارتنامه ها و فضیلت زیارت ها، قرار داده است. این حدیث دعائی است به دنبال یک زیارتنامه در زمرۀ «اعمال مسجد قبا» در کنار مدینۀ منوّره. 

شگفت است: یک دعا در یک زیارتنامه این همه مطالب عمیق و نکات ژرف در خدا شناسی دارد. در جمله های مختصر با ادبیات معجزه آمیز، مسائل علمی اساسی و درجه اول را دربارۀ آفریدگار و آفرینش و هستی شناسی، تبیین می کند.

ابتدا سند حدیث و سپس متن آن، آنگاه شرح جمله به جملۀ آن را آورده ام، و صد البته در خلاصه ترین سبک و اختصاری ترین روش. امیدوارم طلاب جوان پژوهشگر، این کار را تکمیل کنند و در ترویج مکتب ثقلین بکوشند و درخت پر بار مکتب را که امروز در زیر چنبرۀ گیاه بی برگ انگلی سسک (یونانیات و بودائیات)، مظلومانه گرفتار آمده است، نجات دهند.

وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه.

 

 

مرتضی رضوی

1/9/1430ق

2/5/1388ش



[1] صوفیان که مدعی وصل و وصال هستند