دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶

صفحه اول >> کتاب ها => انقلاب مخملی در ایران



ظهور عینی تفکر خزندۀ وصایتی در ایران: در میان احزاب مختلف که «جبهه ملی» را تشکیل دادند، نهضت آزادی به رهبری مرحوم مهندس بازرگان تنها حزب دین گرا بود که درباره سه اصل علم غیب و عصمت امام و «حجة من عندالله» بودن امام، دچار ناباوری بود و هست. موسّس و نیز اعضای حزب بدون این که از عنوان «شیعه وصایتی» اطلاعی داشته باشند، عملاً در مسیر آن بودند.

غربیان عنوان «وصایتی» و نیز خود شیعه وصایتی را به خوبی می شناسند اما همان طور که پیش تر اشاره شد مطابق مَثَل «خودش را بیاور و اسمش را نیاور» به ترویج آن مشغول هستند و این ما هستیم که از عنوان «وصایتی» اطلاع نداریم و هرگز کتابی یا مقاله ای در این باره نوشته نشده در حالی که به خوبی مشاهده می کنیم هر کدام از نهضت های شیعه وصایتی یک «سلسله وصایت» برای خودشان درست می کردند که به پیامبر(ص) می رسید.

اعضای نهضت آزادی خودشان را شیعه می دانستند لیکن با چند انتقاد به تشیعِ (به قول خودشان) سنّتی. اما اگر اطلاع و شناخت کافی داشتند که شیعه از آغاز دو جریان بوده می دانستند که فاصله شان با تشیع جامعه تنها فاصله یکی دو انتقاد نیست، فاصله شیعه وصایتی با شیعه ولایتی است.

آن گروه جوانان انقلابی که از نهضت آزادی منشعب شده و «سازمان مجاهدین خلق» را بنیان گذاری کردند، انشعاب شان به دلیل سطحی بودن آن حزب در ایدئولوژی، و ماهیت صرفاً سیاسی آن در مقابل رژیم شاه بود. اولین کسانی که لفظ «لیبرال» را درباره نهضت آزادی به کار برد، آنان بودند. گرچه در عدم اعتقاد به علم غیب و عصمت و «حجة من عندالله بودن امامان»، با نهضت آزادی هم عقیده بودند.

افراد دیگر: هستند کسانی که واقعاً شیعه وصایتی هستند اما از آغاز به طور مستقل و بدون این که روزی پیوندی با نهضت آزادی داشته باشند. دکتر شریعتی نیز دستی در دست این افراد و دست دیگر در دست نهضت آزادی، هر دو را تحت تأثیر قرار می داد. برخی از این افراد امروز در پیکرۀ حاکمیت هم حضور دارند.

عده ای از روشنفکران، علاوه بر روشنفکرانی که هر از گاهی در جامعه ایران پیدا می شوند و حتی گاهی به گروه انتقاد از اصل و اساس اسلام (مثلاً در قهوه خانه طرشت) تبدیل می شدند و یا می شوند. روشنفکرانی نیز یافت می شدند و می شوند که عضو یک حزب یا گروه نیستند اما روشنفکری «نقادی سنّت» شان در همان سیر وصایتیان قرار می گیرد.

در وضعیت امروزی جامعه ایران، تشیع وصایتی در ذهن عده زیادی از افراد تحصیل کرده نفوذ کرده است به ویژه در برخی از مدرسین دانشگاه ها که به شدت می کوشند بینش شان را به ذهن دانشجویان نفوذ دهند. دانشجو هم که جوان است و در مبحث جوانان به شرح رفت.

به هر صورت، جریان شیعه وصایتی در جامعه امروزی ایران، یک زمینه مساعد و عنصری به شدت قوی برای انقلاب مخملی است. و موفقیت و عدم موفقیت انقلاب مخملی دقیقاً به این عنصر بستگی کامل دارد. عنصری که در جامعه های استقلال یافته از شوروی، وجود ندارد.

8- عدم شفافیت خطوط: هشتمین زمینه و عنصر مساعد برای انقلاب مخملی در ایران، عدم شفافیت خطوط سیاسی در میان به اصطلاح خودی های انقلاب اسلامی است؛ هر حزب مدعی است که در راه انقلاب، خط امام خمینی(ره) و در صدد حفظ انقلاب از تحریفات، و یا حفظ آن از عواملی که مانع پویائی آن است، می باشد.

تا این خطوط از اصل ریشه و در زمینه باورهای اصولی، از همدیگر مشخص نشوند، این عدم شفافیت زمینه مساعد و عنصر سازنده ای برای انقلاب مخملی هست و خواهد بود. ظاهراً مثل این که هوشمندان مخالفین انقلاب مخملی که اکثریت جامعه را نمایندگی می کنند، به نظرشان نمی رسد که شفاف سازی این مسئله و تفکیک اساسی خطوط از همدیگر، برای شان حیاتی است. و این باید موجب خوشحالی طرفداران انقلاب مخملی باشد و باید قدر آن را بدانند. چرا که این عدم هوشمندی مخالفان، نعمت بزرگی است برای آنان.

اگر جریان اندیشه وصایتی- که پس از ده قرن- در ایران احیاء شده، به جامعه شناسانیده شود، روشن می شود که تشیع مورد نظر امام خمینی(ره) و تشیعی که ماهیت انقلاب را تشکیل داده بود، و تشیع مورد نظر این همه شهیدان انقلاب، جانبازان و مردمی که انقلاب کرده اند، تشیع ولایتی بوده یا تشیع وصایتی. در این صورت هیچ کسی و هیچ حزبی نمی تواند راه وصایتیان را برود و در عین حال خودش را مالک انقلاب، حافظ انقلاب، دلسوز انقلاب، دلسوز مردم، دلسوز شهدا و دلسوز جانبازان، بداند. و شعارهائی از این قبیل بدهد.

واقعیت این است که تعداد وصایتیان در این کشور حتی به 000/50 نفر نمی رسد اما به دلیل این که این جریان ماهیت خزنده دارد، وقتی که زمینه ها و دیگر عناصر مساعد در کنار آن قرار می گیرد، به ویژه این عنصر اخیر یعنی عدم شفافیت خطوط، وقتی که رأی ها به صندوق انداخته شود، سر از میلیون ها در می آورد. و این کلاه بزرگی است که بر سر خیلی از افراد معتقد به تشیع ولایتی که اکثریت آن آرای میلیونی را تشکیل می دهند، می رود.

در شرایط امروزی جامعه، همین زمینه و عنصر اخیر، چطر بزرگی است برای تجمع همۀ زمینه های مساعد که بحثش گذشت و نیز ملاط مساعدی است برای پیوند دادن جریان ها و احزاب گوناگون.