دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶

صفحه اول >> کتاب ها => انقلاب مخملی در ایران



 

ویژگی های انقلاب اصیل طبیعی: بنابر مباحث پیش، ویژگی های یک انقلاب اصیل و طبیعی را به شرح زیر نیز می توان شماره کرد:

1- رفتار و حرکتی است برخاسته از شخصیت جامعه، نه از شخصیت فردی افراد.

2- شخصیت فردی افراد اگر مخالف انقلاب نباشد، دستکم دربارۀ آن (به اصطلاح) نق می زند.[1]

3- انقلاب اصیل در یک فرآیند «مزمن» تحقق می یابد؛ به تدریج در طول زمان در شکم شخصیت جامعه تکوّن می یابد.


4- طول مدت این زمان، به ماهیت جامعه از نظر کمی و کیفی وابسته است؛ در جامعه ای طولانی و در جامعه ای نسبت به آن کوتاه می شود.

5- جنین مزمن، با انباشت انرژی ها در طول زمان، بزرگ تر می گردد و پیکر جامعه دچار درد زایمان می گردد.

6- جنین بزرگ راهی برای تولد ندارد، پیکر مادر (جامعه) را منفجر می کند.

7- هر انقلاب برای پیروزی دو مرحله دارد: از بین بردن نظام موجود و ساختن نظام جدید. هیچ انقلاب اصیلی نیست که در مرحله اول شکست بخورد، انفجار جامعه یک امر حتمی، قطعی و جبری است درست مانند حوادث صد در صد طبیعی در طبیعت.

 

8- اگر یک انقلاب در مرحله اول شکست بخورد. یا اصیل نبوده و یا دچار سقط جنین شده است (زیرا سقط در همه پدیده های بی جان و جاندار طبیعت نیز هست) و از نو نطفه بندی خواهد شد و ممکن است هرگز منعقد نشود.

 

9- هر انقلاب اصیل ممکن است در مرحله دوم شکست بخورد، و اگر موفّق شود موفقیتش نسبی خواهد بود، نه مطلق. زیرا:

10- دایه ها: پس از تولد انفجاری، صدها دایه آستین بالا می زنند که این نوزاد را پرورش دهند. اما هر کدام مطابق سلیقه خود که با سلیقه دیگران به شدت متفاوت است.

11- معماری: صدها معمار آستین بالازده هر کدام نقشه و ماکت خود را برای سروسامان دادن به مادر منفجر شده، ارائه می دهند.

در این جا یک اصل بسیار مهم وجود دارد: در پدیده های طبیعی همیشه مادر فرزند خود را تغذیه می کند، اما در پدیده های اجتماعی، فرزند به محض تولد بر می گردد و مادر خود را تغذیه می کند: از فقر جامعه، جهل متولد می شود و جهل بر می گردد فقر را فربه تر می کند. و بالعکس: اگر جامعه دچار جهل باشد فقر از آن متولد می شود فقر بر می گردد مادر خود یعنی جهل را تغذیه کرده و تشدید می کند.

خود انقلاب باید بر گردد و مادر داغان شده را مطابق اقتضاهای خود سروسامان نوین، بدهد و این وقتی امکان دارد که به حقیقت انقلاب لطمه نخورد و فدای واقعیت گرائی از نوع سامری نگردد. نسخه هائی که دایه ها برای پرورش انقلاب می دهند همگی به نسبتی با حقیقت انقلاب تضاد دارد با درصدی کم تا تضاد کامل. چرا که نسخه ها از آگاهی ها و اقتضاهای اندیشه فردی نشأت می یابند و شخصیت جامعه از ارائه نسخه ناتوان است. و همین نسخه ها و ماکت های معماری، همگی از ذهن فردیت افراد بر می خیزد. نه از شخصیت جامعه.

12- خود پالائی: انقلاب اصیل برخی از فرزندان خود را می خورد چرا که امکان ندارد همه نسخه ها و ماکت ها که از طرف صدها دلسوز انقلاب ارائه می شود، در یک جامعه واحد عملی شود. برخی دلسوزانی که بر نسخه خود اصرار می ورزند از بین می روند. یعنی انقلاب خودش را پالایش می کند. و کم نیستند انقلابیون صدیق که به وسیله خود انقلاب نابود می شوند.

 

13- دگر پالائی: انقلاب به وسیله نق ها و گلایه ها و اعتراض هائی که از شخصیت فردی افراد، بروز می یابد، مخالفین خود را تشویق می کند که تسلیم نشده و به امید همان نق های فردی، در مقابل انقلاب مقاومت کنند و خیره سرانه در زیر چرخ های انقلاب مضمحل شوند.

 

و در بیان دیگر: انقلاب اصیل از طریق زبان های فردی افراد خود، خود را ضعیف، پژمرده و حتی در حال احتضار نشان می دهد اشخاص و نیز جریان های مخالف خود را تشویق می کند که قصد از بین بردن این ضعیف در حال احتضار را بکنند، آن گاه به وسیله شخصیت اجتماعی همان نق زن ها، مخالفین را از بین
می برد.

14- هر انقلاب اصیل پس از پیروزی در میان حقیقت گرائی و واقعیت گرائی گرفتار می شود.


15- در انقلاب اصیل فرد انقلابی نصیحت پذیر نیست: اولاً: وقتی که انقلاب به حرکت در می آید، اکثریت قریب به اتفاق افراد نه توجّهی به اصل خودپالائی انقلاب دارند و نه به اصل دگر پالائی آن. و نصیحت کنندگان نیز که از دو اصل علمی بالا غافل هستند به پندهای عوامانه می پردازند.

ثانیاً: فرد انقلابی در پاسخ پندها می گوید: هر چه می خواهد بشود، ما می خواهیم نظام موجود از بین برود به هر قیمتی که باشد. و این خاصیت یک انقلاب اصیل است که فردیت افراد را محکوم به همراهی با خود می کند. و هر انقلاب اگر چنین نباشد فاقد اصالت است.

16- جوانان: هر انقلاب اصیل هزینه ای هنگفت مصرف می کند. جوان دارای سخاوت، شجاعت، روحیه آزادی خواه است و این خصایل را به همه چیز ترجیح می دهد. پیران محافظه کار، سازشکار، متسامح و خسیس هستند. حتی یک جوان خسیس سخی تر از دوران سالمندی خود است. انقلاب مانند آتش فشان غرش و خروش خود را از دهان جوانان می فشاند و پیران را به دنبال آنان می کشاند.

17- مهم ترین و بارزترین نشان و معیار انقلاب اصیل از دیگر حرکت های اجتماعی «عدالت خواهی» است و هیچ انقلاب اصیل نیست که اولین اقتضای طبیعی آن عدالت خواهی نباشد. نمونه بارزش انقلاب فرانسه و انقلاب های کمونیستی و انقلاب اسلامی ایران که رهبرش سخن خطیب نماز جمعه را رد کرد و گفت: انقلاب ما جنگ فقر و غنیا است.


[1] هم پیش از پیروزی و هم پس از پیروزی، در انقلاب ایران همه جا: در داخل اتوبوس ها، تاکسی ها، صف های نفت و نان، گفتگوی مشتری با بقال و... همه جا نق زدن افراد، فراوان به گوش می رسید. اما (مثلاً) در روز قدس سیل مردم به سوی دانشگاه روان می گشت. آنان که توان تحلیل علمی نداشتند شگفت زده می شدند: مردم که همه نق می زنند این سیل از کجا آمده؟! توجه نداشتند که اینان همان نق زن ها هستند