شنبه ۳۰ فروردين ۱۳۹۳

صفحه اول >> کتاب ها => حلقات (5)



چند نمونه از آیات

 

 1-سوره بقره آیه 163: و الهکم اله واحد لا اله الا هو الرّحمن الرّحیم:و خدای شما خدای واحد است نیست خدائی مگر او که رحمان و رحیم است.

نکات: 1): هم آفرینش جهان و هم مدیریت آن، کار خدای واحد است.

2): نه آفرینش کل جهان و نه بخشی از آن، به چیز یا کس دیگری تفویض نشده است همین طور مدیریت آن.

3): همان خدای واحد نیز پیش از آن که رحیم باشد، رحمان است؛ رحمانیت او مقدم بر رحیمیت اوست در همه جا واژه رحمان جلوتر از واژه رحیم آمده است.

2- سوره رعد آیه 30: کذلک ارسلناک فی امه قد خلت من قبلها امم لتتلو علیهم الّذی اوحینا الیک و هم یکفرون بالرّحمن قل هو ربّی لا اله الا هو علیه توکّلت و الیه متاب: همچنین فرستادیم تو را در میان امّتی که پیش از ایشان امت هائی گذشته اند، تا تلاوت کنی برای شان آن چه را که به تو وحی کرده ایم در حالی که ایشان به «رحمان» کافرند. بگو رحمان خدای من است، نیست خدائی مگر او، به او توکل کرده ام و به سوی اوست بازگشت همگان.

  نکات: 1): آنان به «الله» کافر نیستند به رحمانیت او کافرند.

2): بگو آن الله که من معتقد هستم رحمان است. و «الله»ی غیر از «الله رحمان» وجود ندارد.

3): الله رحمان، قابل توکل است و الله که رحمان نباشد قابل توکل نیست.

4): بازگشت همگان در معاد به سوی همین الله است که رحمان است.[1]

5): شما در دنیا از رحمانیت او سوء استفاده می کنید همان طور که هر گناه کار از رحمانیت خدا سوء استفاده می کند، در عین حال او را رحمان نمی دانید.

3- سوره مریم آیه 69: ثم لننزعنّ من کلّ شیعه ایّهم اشدّ علی الرّحمان عتیّا:سپس (در محشر) جدا می کنیم از هر گروهی هر کدام از آنها را که نسبت به رحمان، ستیزه گر هستند؛ رحمان ستیز هستند.

نکات: 1): در اینجا واژه رحمن به طور مستقل (بدون آنکه پیش از آن لفظ «الله» یا «اله»آید) آمده و به اصطلاح ادبی «ارسال مسلّم» شده که بالاترین تاکید بر رحمانیت خداوند است.

2): گرچه سیاق سخن این آیه در کنار آیات پیش از خود، دربارۀ منکران معاد است اما شامل هر گناه کاری است که از  رحمانیت خدا سوء استفاده کرده و گناه می کنند.

توجه می دهد: اگر خداوند رحمان نبود مجال گنه کردن را به شما نمی داد، هم از رحمانیت او استفاده کرده گناه می کنید و هم با کلمه رحمان ستیز می کنید و این شدید ترین ستیز است.

3): انکار رحمانیت خدا دلیل انکار معاد، قلمداد شده است. عرب جاهلی معاد را کاملا انکار می کرد آیه اشاره ای به ملازمۀ میان انکار معاد با انکار رحمانیت، دارد.

4- سوره فرقان آیه 60: و اذا قیل لهم اسجدوا للرّحمن قالوا و ما الرّحمن انسجد لما تأمرنا و زادهم نفورا:و آن گاه که به آنان گفته می شود به رحمان سجده کنید، می گویند: رحمان چیست؟ آیا سجده کنیم آن چه را که تو امر می کنی؟ و رمش شان بیش تر می شود.

نکات: 1): رسما اعلام می کنند: ما نمی دانیم رحمان چیست. که شرحش گذشت.

2): از رحمان و معنی آن می رمیدند (همان طور که گوسفند از شیر می رمد) و هنگامی که سخن از سجده به رحمان، می آمد رمش شان بیش تر می شد.

3): آنان لفظ و معنی و کاربرد رحمن را به خوبی می دانستند و می شناختند، آن را خطری بزرگ برای نظام اجتماعی خود می دانستند.

4): می گفتند ما به خدائی با صفت رحمانیت باور نداریم و این صفت دلبخواه توست و از ما می خواهی به چیزی که دلبخواه و گزینش شخص تو است سجده کنیم.

5- سورۀ زخرف آیه 20: و قالوا لو شاء الرّحمن ما عبدناهم ما لهم بذلک من علم ان هم الّا یخرصون:و می گویند اگر رحمان می خواست ما بت ها را پرستش نمی کردیم. آنان به این گفته خود علمی ندارند و سخن نمی گویند مگر به گزاف.

نکات: 1): می گفتند تو ما را گمراه می دانی، اگر خداوند رحمان است (و رحمتش بدون انگیزه شخصی است ) چرا ما را هدایت نکرد و  رحمتش را از ما دریغ کرد تا ما گمراه شدیم، این دریغ با رحمانیت سازگار نیست.

2): می فرماید: اینان گزاف می گویند زیرا (درست است که رحمانیت خدا رحمت بی دریغ است) لیکن نتیجه سخن شان «جبر» است که خداوند همگان را از انحراف باز دارد؛ بزرگ ترین امتیازی که رحمان به انسان داده و ارزشمندترین رحمت رحمان به انسان،«اختیار» و «اراده» است اگر انسا ن را هدایت جبری کند او را مسلوب الاختیار کرده و رحمت خود را نقض کرده است.

3): اگر اهل علم و دانش بودند به گزاف بودن سخن خود پی می بردند.

4): در این آیه از زبان مشرکان، بت ها در تقابل با رحمان آمده و نشان می دهد که کاربرد رحمان در براندازی نظام توتمیسم عرب بیش از هر اسم و صفت دیگر خدا بوده است.

6- سورۀ زخرف آیه 45: اَجَعلنا من دون الرّحمن الهه یعبدون:مگر غیر از رحمان خدایانی برای آنان تعیین کرده ایم که پرستش شان کنند- ؟

نکته: در این آیه نیز در بیان خداوند، رحمن و بت ها در تقابل هم قرار گرفته اند. یعنی در دو آیه از سوره زخرف، هم از نظر مشرکان، رحمانیت با بت پرستی تضاد دارد و هم از نظر قرآن. حتی کاربرد واژه «الله» در بر اندازی نظام اجتماعی بت پرستی در حد کاربرد رحمان نیست؛ نمی فرماید «اَجَعلنا من دون الله آلهه یعبدون» در حالی که درظاهر واژه الله با «الهه» تناسب دارد.

مشرکان به «الله» معتقد بودند و در زیر چتر الله صدها خدا و توتم ردیف کرده بودند اما با رحمان نمی توانستند چنین کاری بکنند. همه 170 مورد که لفظ رحمن در قرآن آمده همگی با این کاربرد هستند.

 

مناقشه ویژه:در ذهن عرب جاهلی کلمه «الله» طوری معنی شده بود که با همۀ معتقدات نادرست آنان سازگار بود. و قرآن و پیامبر (ص) آن را طور دیگری معنی می کردند که با عقاید و نظام اجتماعی مشرکان سازگار نبود، این مسئله محور اصلی مناقشه میان پیامبر (ص) و مشرکان بود. تکلیف این مناقشه را صفت «الرّحمن» تعیین می کرد اگر این صفت خداوند پذیرفته می شد معنی مورد نظر اسلام محقق می گشت و اگر ردّ می شد معنی مورد نظر مشرکان پیروز می گشت.

دیگر اسامی خداوند نه مورد مناقشه بودند و نه تعیین کنندۀ این مناقشه،؛ حتی اسم و صفت «واحد»، زیرا مشرکان الله را در شأن و مقام، واحد می دانستند او را در مقام خدای خدایان تنها یک، تک و واحد می دانستند. بنابر این کاربرد توحیدی الرّحمن حتی بیش از اسم و صفت «واحد» بوده است.

قرآن تاکید دارد که باید کلمه الله همراه با رحمانیت معنی شود: در آیه 110 سوره اسراء اعلام می شود که معنی و مفهوم کلمۀ الله باید همان باشد که کلمه رحمن آن را ایجاب می کند نه آن معنی که در ذهن بت پرستان است: «قل ادعوا


الله او ادعوا الرّحمن»:بگو: خدا را با اسم الله بخوانید یا با اسم رحمن فرقی نمی کند. و در ادامه توجّه می دهد: اگر همۀ اسامی خدا در جهت معنی الرّحمن باشد، همگی «حُسنی» می شوند یعنی حقّ معنی آنها ادا می شود و معانی شان دچار عیب و نقص نمی گردد: «ایّا ما تدعوا فله الاسماء الحسنی»:هر کدام را بخوانید پس برای اوست اسم های زیبا.



[1] آیه، ناظر به آن معنی است که اشاره شد: «رحمان الدنیا و الاخره»