پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۳

صفحه اول >> کتاب ها => حلقات (5) => ویژگی های توتمیسم عرب جاهلی



خدایان زمینی: گفته شد چیزی به نام توتم در آغاز تنها برای داشتن یک «آرم»، علامت و نشان قبیله بود و هیچ معنائی از الوهیت نداشت به تدریج مورد احترام گشته و به مرحلۀ تحریم می رسید. در این میان گاهی جریان تحول، آسمانی گشته و خدایان غیر قابل رؤیت شده و مجسمه شان ساخته می شد که در این جهت بت پرستی راکد عرب با بت پرستی پیش رفته یونان ماهیت واحد دارند و همچنین گاو پرستی مصریان.

در این بین رشته ای از تحول به نوع دیگر را مشاهده می کنیم که توتم به جای تحول به آسمانی بودن، تحول زمینی یافته و خود عینیت زمینی آن، پرستش می شود که گاو پرستی هندی نمونه آن است: گاوی که در روی زمین راه می رود عیناً مورد پرستش است و هیچ نیازی به تندیس سازی نیست. بنابر این مشاهده می کنیم در سیر تحول «نماد» به «اِلهه» شیوه ها و روندهای مختلفی در تاریخ زیست بشر، رخ داده است.

بت پرستی عرب اگر از نظر تکامل عقب مانده تر از بت پرستی یونان بوده، اما از نظر آسمان گرائی پیش رفته تر از گاو پرستی هندی بوده است که این موضوع را باید ویژگی دیگر توتم و بت پرستی عرب جاهلی دانست.

گاو پرستی در میان مصریان باستان پیش رفته تر بود در حدی که نیازمند تندیس و مجسمه شده بود. تندیس «آپیس» گاو پیشانی سفید، مورد پرستش بود، گویا در آغاز از گاو های پیشانی سفید واقعی زمینی بهره گیری نمی کردند و اگر سنّ چنین گاوی به 25 سالگی می رسید آن را در رود نیل غرق می کردند اما در عین حال از شیر آن استفاده می کردند ظاهراً در دوره های بعدی آن را در شخم زنی نیز به کار گرفتند و اِلهه شان به یک اِلهۀ کاملاً غیر قابل رؤیت تبدیل شد.[1]

شاید بت پرستی عرب در این جهت تکامل یافته تر از بت پرستی مصریان بوده، این وقتی صحیح می شود که تاریخِ کاملاً آسمانی شدن الهه های عرب را پیش از کاملاً آسمانی شدن آپیس، بدانیم.

آریائیان ایران در زمان ورود به ایران دقیقاً همان توتم ها را می پرستیدند که شاخه یونانی می پرستید. پس از ورود به ایران دین توحیدی جاماسب را که در میان کادوسیان بود، پذیرفتند و توتم های متکثر خود را رها کردند که «زئو»- ذئو، دئو، همان زئوس یونانیان- به دیو که موجود به شدت منفور است تبدیل شد. سپس دین کادوسی در میان آریائیان به تدریج به میترائیزم و خورشید پرستی مبدل گشت و از ایران به یمن، مصر و حتی شبه جزیره ایبری در اروپا،[2]رسید.

این خورشید پرستی، یک نوع ویژه است که با هیچ گونه ای از گونه های متعدد تکامل توتمیسم، ارتباط ندارد، منشأ آن عنصر «احترام به نور» بود که در دین توحیدی جاماسب، وجود داشت. اما بت پرستی عرب دقیقاً ریشه در تحول توتمیسم اولیه دارد.

آریائیان پیش از مهاجرت به ایران، گاو بالدار را پرستش می کردند، پس از خروج از آسیای مرکزی آن را برای ترکان به ارث گذاشتند. پس از پذیرش دین جاماسب نیز احترام گاو بالدار محفوظ بود که سر ستون تخت جمشید گواه آن است یعنی قداست گاو بالدار به سرنوشت زئوس گرفتار نشده است دستکم در بالای ستون جای گرفته است.

الهه های یونانیان خدایان همۀ مردم یونان بودند. اما خدایان عرب در یک سازمان هرمی، و هر کدام خدای قبیله ای، طایفه ای و خاندانی بودند. آن نمونه کامل ترین توتمیسم و این نمونه راکدترین آن.



[1] امروز به روشنفکرانی که تقلید غرب را برای ترقی لازم می دانند «غرب زده» می گویند. در زمان موسی(ع) سامری یک روشنفکر مصر زده بود که می خواست با تقلید از مصریان هر چه سریع تر بنی اسرائیل را به مدارج ترقی برساند. البته بتی که او ساخته بود مجسمه گاو جوان و اخته نشده بود، نه گوساله و ترجمه «عجل» به گوساله نادرست است.

[2] برای توضیح بیش تر درباره میترائیزم، رجوع کنید «انسان و چیستی زیبائی» در سایت بینش نو- کادوسیان پیش از آن که دین جاماسب را بپذیرند، «درخت پرست» بودند درخت صنوبر بت و توتم شان بود.