چهارشنبه ۲۷ دى ۱۳۹۶

صفحه اول >> کتاب ها => حلقات (4)



اعلام رسمي و عمل فرسايشي بدون اعلاميه:

به اجماع مسلمين اعم از برادران سنّي و شيعه، عمر متعه در حج (حج تمتع) را با اعلاميه رسمي تحريم کرد. من در اين جا وارد بحث «متعة النساء» نمي­شوم، زيرا در مقدمه اين جزوه قول داده­ام که بر اساس آن چه، خود برادران سنّي معتقد هستند، بحث کنم. و غير از آن را وارد بحث نکنم، آنان با اين که تصريح مي­کنند عمر اعلام کرد هر دو متعه در عصر رسول خدا (ص) حلال بودند و من تحريم مي­کنم، نقل­هائي مي­آورند که خود رسول (ص) متعه نسا را تحريم کرده است.

و هم چنين امت همگي اجماع دارند که عمر «حي علي خير العمل» را از اذان برداشت و به جاي آن «الصّلوة خير من النّوم» گذاشت. اين نيز رسما به همه ولايات اعلام گشت.

اما آيه ششم از سوره مائده و آيه43 سوره نساء، بدون اعلام رسمي با يک روند فرسايشي و تجاهل العارف، بايگاني گشت.

خود عمر انگيزه تحريم حج تمتع را بيان کرده است: سزاوار نيست کسي که به حج مشغول است قطرات آب غسل از سر و صورتش بريزد. در بارۀ حيّ علي خير العمل نيز روشن است او که به فتوحات مشغول بوده دوست داشت که جهاد خير العمل باشد نه نماز، تا مردم بيش­تر و بهتر به جهاد بروند.

علت ديگر مسح بر خفّ نيز به مسئله فتوحات بر مي­گردد. او دوست داشت سربازاني را تربيت کند که بتوانند چندين روز پا از خفّ در نياورند:

کنز العمال، ج 9، ص 601، ح 27589: عن عقبه بن عامر انّه قدم عمر بن الخطّاب من مصر، فقال: منذکم لم تنزع خفيّک؟ قال: من الجمعة الي الجمعة، قال: اصبت السنّة:

عقبه بن عامر مي­گويد: از مصر به پيش عمر رسيدم گفت: چه مدتي خفّ­هايت را نکندي (چه مدتي است پاهايت را از خفّ بيرون نياورده­اي)؟ گفتم: از جمعه تا جمعه. گفت: سنّت را دريافته­اي.

در حالي که در همه حديث­ها که سنت پيشين را نقل کرده­اند – حتي چند حديث از خود عمر – جواز مسح بر خف، بيش از سه روز نيامده است.

اين موضوع به حدّي براي او مهم بوده که به دقت از سرباز تازه رسيده از جبهه مصر مي­پرسد تا بداند چه قدر آن را رعايت مي­کنند وقتي که مي­شنود نه تنها سه روز بل در طول هفته خف از پا در نمي­آورند تشويق مي­کند که سنت همين است. او مي­توانست اعلام کند: در سفرهاي نظامي تيمم کنيد امّا مي­ديد که تيمم تنها براي مواقع ضرورت آمده و نمي­تواند آن برنامه تربيتي که او در نظر دارد، باشد. و لذا مسح بر خفّ به عنوان يک «جواز» براي هر شرايط اعم از ضرورت و غير ضرورت ترويج گشت. تا وضو بگيرند و بر پا افزار مسح کنند. حتّي در خانه خود و بدون هيچ ضرورتي به آن عمل کنند.

چرا مسح بر خفّ جايز شد اما مسح بر خود پا، غير جايز؟! - ؟! اصل هدف اين بود که پاها از خفّ بيرون نيايد. پس بايد آيه ششم مائده و 43نساء که در وضو مسح بر پاها و تيمم را آورده اند بايگاني ­شوند، لذا به آن شخص که مي­گويد جنب شدم آب نيافتم، مي­گويد نماز نخوان. چون اگر تيمم رواج يابد، مسح پاها هم رايج مي­شود نه مسح بر خفّ. زيرا همه اين­ها در کنار هم آمده­اند. و عبدالله بن عمر صريحا مي­گويد: تيمم نکند که مصلحت نيست. همان طور که گذشت.

در اين برنامه دو چيز رخ داده است: بايگاني کردن دو آيه و شمول دادن مسح بر خفّ پيشين (که براي مواقع اضطراري بود) بر مواقع اضطراري و غير اضطراري.

 

پايان