اعلام رسمي و عمل فرسايشي بدون اعلاميه: به اجماع مسلمين اعم از برادران سنّي و شيعه، عمر متعه در حج (حج تمتع) را با اعلاميه رسمي تحريم کرد. من در اين جا وارد بحث «متعة النساء» نميشوم، زيرا در مقدمه اين جزوه قول دادهام که بر اساس آن چه، خود برادران سنّي معتقد هستند، بحث کنم. و غير از آن را وارد بحث نکنم، آنان با اين که تصريح ميکنند عمر اعلام کرد هر دو متعه در عصر رسول خدا (ص) حلال بودند و من تحريم ميکنم، نقلهائي ميآورند که خود رسول (ص) متعه نسا را تحريم کرده است. و هم چنين امت همگي اجماع دارند که عمر «حي علي خير العمل» را از اذان برداشت و به جاي آن «الصّلوة خير من النّوم» گذاشت. اين نيز رسما به همه ولايات اعلام گشت. اما آيه ششم از سوره مائده و آيه43 سوره نساء، بدون اعلام رسمي با يک روند فرسايشي و تجاهل العارف، بايگاني گشت. خود عمر انگيزه تحريم حج تمتع را بيان کرده است: سزاوار نيست کسي که به حج مشغول است قطرات آب غسل از سر و صورتش بريزد. در بارۀ حيّ علي خير العمل نيز روشن است او که به فتوحات مشغول بوده دوست داشت که جهاد خير العمل باشد نه نماز، تا مردم بيشتر و بهتر به جهاد بروند. علت ديگر مسح بر خفّ نيز به مسئله فتوحات بر ميگردد. او دوست داشت سربازاني را تربيت کند که بتوانند چندين روز پا از خفّ در نياورند: کنز العمال، ج 9، ص 601، ح 27589: عن عقبه بن عامر انّه قدم عمر بن الخطّاب من مصر، فقال: منذکم لم تنزع خفيّک؟ قال: من الجمعة الي الجمعة، قال: اصبت السنّة: عقبه بن عامر ميگويد: از مصر به پيش عمر رسيدم گفت: چه مدتي خفّهايت را نکندي (چه مدتي است پاهايت را از خفّ بيرون نياوردهاي)؟ گفتم: از جمعه تا جمعه. گفت: سنّت را دريافتهاي. در حالي که در همه حديثها که سنت پيشين را نقل کردهاند – حتي چند حديث از خود عمر – جواز مسح بر خف، بيش از سه روز نيامده است. اين موضوع به حدّي براي او مهم بوده که به دقت از سرباز تازه رسيده از جبهه مصر ميپرسد تا بداند چه قدر آن را رعايت ميکنند وقتي که ميشنود نه تنها سه روز بل در طول هفته خف از پا در نميآورند تشويق ميکند که سنت همين است. او ميتوانست اعلام کند: در سفرهاي نظامي تيمم کنيد امّا ميديد که تيمم تنها براي مواقع ضرورت آمده و نميتواند آن برنامه تربيتي که او در نظر دارد، باشد. و لذا مسح بر خفّ به عنوان يک «جواز» براي هر شرايط اعم از ضرورت و غير ضرورت ترويج گشت. تا وضو بگيرند و بر پا افزار مسح کنند. حتّي در خانه خود و بدون هيچ ضرورتي به آن عمل کنند. چرا مسح بر خفّ جايز شد اما مسح بر خود پا، غير جايز؟! - ؟! اصل هدف اين بود که پاها از خفّ بيرون نيايد. پس بايد آيه ششم مائده و 43نساء که در وضو مسح بر پاها و تيمم را آورده اند بايگاني شوند، لذا به آن شخص که ميگويد جنب شدم آب نيافتم، ميگويد نماز نخوان. چون اگر تيمم رواج يابد، مسح پاها هم رايج ميشود نه مسح بر خفّ. زيرا همه اينها در کنار هم آمدهاند. و عبدالله بن عمر صريحا ميگويد: تيمم نکند که مصلحت نيست. همان طور که گذشت. در اين برنامه دو چيز رخ داده است: بايگاني کردن دو آيه و شمول دادن مسح بر خفّ پيشين (که براي مواقع اضطراري بود) بر مواقع اضطراري و غير اضطراري.
پايان |